........

........

تن تو حس قشنگی به تنم می دهد و
بهترین حس تنم حس هم آغوشی توست

حس عریان شدن جان من و پیکر تو
وقت آن زمزمه ها از سر مدهوشی توست

و نگاهی که مرا سوی تو می آورد و
بوسه خواه از لب من لحظه ی خاموشی توست

رقص چشمان پر از خواهش من روی تنت
خود سبب ساز همین مستی و بی هوشی توست

تن تو روی تنم کوره ی آتش شده بود
و لبانم که شراب خم می نوشی توست

« دوستت دارم » ... و این حرف من از عمق وجود
بهترین نغمه ی نجوای در گوشی توست ......
دیدگاه ها (۴)

سلام ...آدینتون بخیر ☺️شرابِ کهنه ی خود را من از دستِ تـو نو...

هنوز هم وقتی صدای همآن موسیقیِ خاص در خانه می‌پیچد، انگار زم...

شاهکاری به نام دروغ

سناریو چویا

**پارت ۳۳**تفِ خونیِ من روی سینه‌اش، آخرین جرقه‌ای بود که ان...

### پارت اول: عطر قهوه و آرامشِ صبحگاهی نورِ کمرنگِ خورشید ا...

پارت: 11 (بخش1) **زاویه دید: زین**آفتابِ اواخر تابستان مثل ی...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط