یه وقتایی‌ جلو پامون رو درست نگاه نمی کنیم، زمین می خوریم

یه وقتایی‌ جلو پامون رو درست نگاه نمی کنیم، زمین می خوریم، زانومون زخمی میشه، چشامون اشکی...
حواسمون نیست، راه رو اشتباه میریم، گم میشیم، بغض میاد تو گلومون و چشامون آتیش میگیره...
آدمای زندگیمون رو اشتباه انتخاب میکنیم،
هی رو بدی کردناشون چشم میبندیم تا اینکه چشم وا میکنیم می بینیم درست روزایی که باید باشن، نیستن...
حسرت نبودنشون اشک میشه و شُره میکنه از چشامون...
میدونی چی میخوام بگم؟!
میخوام بگم بعضی وقتا،
"اشک تاوانیه که چشما باید بابت درست ندیدن بدن..."

[ریحان دال]
دیدگاه ها (۲)

فیک کوک فصل ²پارت ⁷ویو ا.ت داشتم برای آخرین بار لباسمو مرتب ...

☆فــیـک:𝑷𝒓𝒊𝒄𝒆 𝒐𝒇 𝒔𝒊𝒏&بـــهـــآی گــنــآه☆𝑷𝒂𝒓𝒕:¹ ...

عشق من p57کوک برگشت سمتم کوک:چون که تو چی با خودم کلنجار میر...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

TEN YEARS OLD LOVE ⁶

آوای شبپارت۲۱ویو نویسندهساعت:۲:۰۰ بعد از رفتن بکی انیا به خد...

سناریو از مایکی(تومان) درخواستی😘🍒❤️برای کاربر: @maysa_shokoد...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دوازدهمویو اتبا درد شدیدی توی ش...

پارت‌: 31 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**فضای خفه و نیمه‌تاریکِ ز...

#چندپارتیلینو/ا.تP:3«من می‌دونم چه احساسی داری. می‌دونم چقدر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط