وقتی که داغ هجر پیمبر شروع شد

وقتی که داغ هجر پیمبر شروع شد
روضه درست از لبه ی در شروع شد

کُل مدینه در دل یک کوچه جا شدند
هجمه به سمت خانه ی حیدر شروع شد

ممتد به دربِ خانه لگد میزدند، که
بورانِ درد پهلوی کوثر شروع شد

پشت دری که خادم او جبرئیل بود
زهرا نشسته بود، که آذر شروع شد

یک میخ داغ در وسط شعله سرخ شد
خِس خِس میان سینه ی مادر شروع شد

بستند شیر بیشه ی حق را به ریسمان
دلشوره باز در دل دختر شروع شد

انگار رفت و آمدِ مردم تمام گشت
انگار درد پهلو و بستر شروع شد

امروز هم گذشت، ولی صبح روز بعد
زخم زبان و طعنه به حیدر شروع شد

چند سالِ بعد، کرببلا بود و اشک و آه
مثل مدینه روضه که از سر شروع شد...

آنجا کسی به معجر زهرا نبرد دست
در کربلا ربودن معجر شروع شد

زیور ز گوش فاطمه افتاد و باز هم
با دستها کشیدن معجر شروع شد

آنجا بریدن سری، آوازه ای نداشت
این رسم، با بریدن حنجر شروع شد

آنجا که روضه از لبه ی در شروع شد
اینجا درست از لب خنجر شروع شد

رضاباقریان
دیدگاه ها (۱)

### پارت نهم: پرواز در آسمان بارانیدویدن روی پشت‌بام خیس، با...

مافیای من

سناریو : وسوسه ی دارچینی

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:11باران با شدت به آسفالت برخورد می‌کرد و آسمان ا...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_8 فصل چهارم | ص...

چند پارتی بازی ممنوع

007-پنهان در مه - پارت ۶۲

خط‌های خاکستری روی نیمکتشخصیت‌ها:جونگ‌کوک (۱۷ ساله): دونده‌ی...

پارت۱بارون به شدت به سقف فلزیِ سالن تمرینِ متروکه‌ی شماره‌ی ...

💗 قولی که شکستیسه روز از شبی که همه‌چیز بین ا.ت و جیمین تغیی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط