در چشمهایش خیره شوی

در چشمهایش خیره شوی
راز تلخی را می بینی
مدت هاست بار غم را بسته اند
حسرت بازی های کودکی
در دلهای کوچکشان
داغ مانده است
رویاهای شیرین ، در جور روزگار
خاموش و خالی مانده اند ...
دیدگاه ها (۴)

من به حضور خیال انگیز تو در شعرهایم عادت کرده اممثل کودکی بی...

‏احتیاج دارم مغزمو از تو جمجمم در بیارم تکونش بدم، همه فکرای...

پاییز که می‌رسد، انگار کسی در دوردست‌ها آهنگ دلتنگی‌اش را بر...

آه، چه جوانانی... 😔🥀از کودکی صدای مادرم در گوشم می‌پیچید که ...

آه، چه جوانانی... 😔🥀از کودکی صدای مادرم در گوشم می‌پیچید که ...

سلام،سلام به روح پاک رهبر شهیدمبنام خدایی که شاهد است و شهدا...

### پارت سوم: «شلیک ازلی»دودِ باروت هنوز توی هوای سردِ انبار...

### 👁️ پارت سوم: تالار سایه‌هاماشین رو خاموش کردم. سکوتِ سنگ...

### پارت دوم: «بوی طعمه در تاریکی»فضای بار در یک آن چنان منق...

لباس ایزوکو روی زمین سرد و خاکی رها شد. وقتی هوایِ سرد و نمو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط