سناریو باچیرا پارت اخر
وای دستم
شروع
نویسنده: ا/ت با خودش یکم فکر کرد شاید واقعا باچیرا بهترین ادمی بود که میتونست پیدا کنه
یه ادم شاد و مهربون
شاید اشنایی با باچیرا میتونست کمکش کنه بیشتر اجتماعی بشه شایدم کمتر از ادما بدش بیاد
(بچها من نمیگن ادم که اجتماعی نیست بده یا دورنگرا فقط میخوام یکم احساس ترش کنم یا پیاز داغشو زیاد کنم وگرنه ادمای درونگرا خیلم جیگولو ان قصد توهین ندارم )
نویسنده: ا/ت مکث میکنه ولی بعدش به باچیرا جواب بله میده
باچیرا پروانه ای😂 با خوشحالی از جاش میپره و سر ا/ت رو بوس میکنه
و این گونه ابن دوتا روباه عاشق تا اخر عمر به خوبی زندگی کردن پایان
شروع
نویسنده: ا/ت با خودش یکم فکر کرد شاید واقعا باچیرا بهترین ادمی بود که میتونست پیدا کنه
یه ادم شاد و مهربون
شاید اشنایی با باچیرا میتونست کمکش کنه بیشتر اجتماعی بشه شایدم کمتر از ادما بدش بیاد
(بچها من نمیگن ادم که اجتماعی نیست بده یا دورنگرا فقط میخوام یکم احساس ترش کنم یا پیاز داغشو زیاد کنم وگرنه ادمای درونگرا خیلم جیگولو ان قصد توهین ندارم )
نویسنده: ا/ت مکث میکنه ولی بعدش به باچیرا جواب بله میده
باچیرا پروانه ای😂 با خوشحالی از جاش میپره و سر ا/ت رو بوس میکنه
و این گونه ابن دوتا روباه عاشق تا اخر عمر به خوبی زندگی کردن پایان
- ۷۰۲
- ۱۴ آبان ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط