P14🍯

P14🍯






-چیشد{نگران}
&ای بابا دارم میمیرم
-نه اینجوری نمیشه باید بریم بیمارستان
{لارا رو بغل کرد و برد پابین تو ماشین و خودشم نشست پشت فرمون و حرکت کرد به سمت بیمارستان}
&{گریه}
-لارا آخه یهو چیشدی
&نمیدونم
-رسیدیم
{ماشینو پارک کرد و پیاده شو بعدش رفت و لارا رو از ماشین پیاده کرد و رفتن تو}
-خانم پرستار خانم پرستار








ادامه دارد...
دیدگاه ها (۱)

پارت ۵۸

((جوانه عشق درقلبی سنگی))part:17(ویو تهیونگ)از خونه که اومدی...

ترکم نکن

عاشق part²رفتم داخل خونه چراغ ها خاموش بود و روی میز غذا بود...

Do I love him, or do I hate him?p:⁴اجوما هم خیلی سریع درست ک...

| Part*42*جیمین: «لارا، معرفی نمی‌کنی؟»لارا: «چرا که نه.»نزد...

پارت ۳۵

کپشنننننننعروسک من😈🔞پارت هفتاد و دو قدماشو سمتم برداشت و کمر...

گمشده در روشنایی. P:5دو روز بود که ات بهوش نیومده بود و زند...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p40 😢انگشت‌هاش به‌آرومی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط