{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من زخمهای بی نظیری به تن دارم اما

من زخمهای بی نظیری به تن دارم اما
تو مهربان ترینشان بودی
عمیق ترینشان
عزیزترین شان
بعد از تو آدم ها
تنها خراش های کوچکی بودند بر پوستم
که هیچ کدامشان
به پای تو نرسیدند
به قلبم نرسیدند

بعد از تو آدم ها
تنها خراش های کوچکی بودند
که تو را از یادم ببرند، اما نبردند
تو بعد از هر زخم تازه ای دوباره باز می گردی
و هر بار
عزیزتر از پیش
هر بار عمیق تر .
دیدگاه ها (۲)

زخم‌هاى بی‌نظیرى به تن دارماما تو مهربان‌ترینشان بودىعمیق‌تر...

پارت: 3 (بخش3) **زاویه دید: هیزل*فراموش کرده بودم که پای راس...

### 🩸 پارت چهارم: بازتابی بدون چهرهتاریکی مطلق. حتی نوک انگش...

Ten

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

پارت: 27 (بخش5) **زاویه دید: زین**«داری دروغ میگی.» هیزل با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط