شعر حقیر از زبان دختری که مادرش را از دست داده ...روح همه

شعر حقیر از زبان دختری که مادرش را از دست داده ...روح همه مادرها شاد🤲🤲🤲💚❤️⚘️
مادرم پر کشید از بین ما رفت
موی سفیدش به شانه کنج خانه مانده است
مادرم پر کشید از بین ما رفت
چادر نمازش و  مهرو تسبیحش به یادگار مانده است
مادرم پر کشید افسوس، از بین ما رفت
خاطراتش عطر جانمازش به جا مانده است
من هرچه دارم ازدعای  مادرم بود
او شیره جانش را به من داده بود
همیشه برایم استوره ی صبر و وفا
او درد خود را به هیچ کس نگفته بود
در صندوق قدیمی اش همیشه برایم
چند تیکه پارچه دست نخورده کنار گذاشته  بود
با چه مشقتهاو با چه رنجهای فراوان
خدا رحمتش کند جهاز مرا را جور کرده بود
همیشه سر نماز خواسته اش ز خدا  این بود
دخترم را به تو سپردم خدایا و خوابش برده بود
هر سال عید نوروز یادم هست برای خود هیچ
اما برای من همه چیز،از بهترینهاش راخریده بود
این اواخر یادم هست . پول دارویش را
برای روضه ح زهرا ص کنار گذاشته بود
همیشه صدای نماز صبحش به یادم هست
همیشه ماه رمضان مناجاتش به گوشم هست

روحت شاد یادت گرامی
همیشه در قلب من زنده می مانی
دلنوشته شعر نو
دیدگاه ها (۰)

پارت پنجم (آخر): فردا، روی صفحه سفیدابردهای خاکستری بالاخره ...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 39صبح روز بعد، ویولت و هوسوک زودتر ا...

پارت ۳۲ (هشدار زارتان زورتان🎀)کم کم اتفاقات ان شب شروع به صم...

چند پارتی

چند پارتی

تکپارتیوقتی بین دخترو پسرش فرق میزاشتصدای خنده‌ی بچه‌ها تمام...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۴ | نامه‌ی مادررینا هنوز نامه را در دستش نگ...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❶_بخش اول_بله، به تو احتیاج دارم. زیرا تو تنها ک...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وششم | گناهی که مال او نبودشب...سکوت سن...

پارت: 10 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**روز چهارم تنبیه بود و سال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط