{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱

پارت ۱
خانم وکیل


_اون مادر منه میفهمی؟ چرا مادرم باید همچین کاری کنه سونهی ؟ چرا؟


+چرا نمیخوای بفهمی هیون؟ اون چشم دیدن منو نداره همش سعی داره بینمون دعوا بندازه چرا نمیخوای چشم و گوشتو باز کنی و ببینی دور و برت چه خبره؟



_ساکت شو! حق نداری اینطوری صحبت کنی وگرنه...


+وگرنه چی ؟ مثل اون دفعه میزنیم؟


_دیگه خستم کردی...


+خستت کردم؟...پس...پس بیا جدا بشیم


_جدا بشیم ؟.. اینو میخوای ؟پس دنبال یه فرصت بودی که بگی طلاق میخوای اره ؟ پس چرا از مامانم استفاده میکنی ها؟ مثل آدم بگو طلاق میخوام ، طلاقت میدم!


+ا.. اینطور ن...نیست من دوست دا‌‌..


_کافیه متوجه شدم از همین الان کاراشو انجام میدم توافقی جدا میشیم!


+ن..نه...نه...

.سونهی؟ سونهی بیدار شو داری کابوس میبینی ، سونهی بیدار شو


با صدای لیا از خواب پریدم ، روی تخت نشستم و دستی به صورت عرق کردم کشیدم ، لیا از کنارم بلند شد و بیرون رفت دنبالش رفتم ، رفت تویه آشپزخونه ، روی مبل لم دادم و اونم کمی بعد با قوطی قرصم و یه لیوان آب اومد نشست کنارم و به دستم دادشون


.اینو بخور ، دوباره همون خواب؟


+اره


.خدا ازش نگذره ، هروقت میبینمش دلم میخواد تیکه پارش کنم

خودمم همین حس رو دارم ، اونهمه عشق اونهمه خواستن حالا تبدیل به نفرت شده بود دیگه نمی‌خواستمش دیگه برام مهم نبود دیگه ارزشی برام نداشت...
دیدگاه ها (۱)

پارت دو لیا: باشه خفه میشممامان: دخترم ما دیگه میریم مراقب خ...

✈️ چند روز بیشترپارت ۴ صبح روز بعد، لیا با صدای پیام گوشی از...

𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐥. Part18«ویو فردا»- لیا ...+جانم-بیدار شو +بیدارم-...

which one part 12اما حیف که دور بودن کاریش هم نمیشد کرداما و...

" ویو لیا " احساس کردم یه نفر داره بیدارم میکنهیه چشمم رو نی...

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

True Love⑤یک ساعت بعدتهیونگ: چرا خوشحالی؟ لیا: نمیدونم حس خو...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستن(فصل۲)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط