پارت 19 فیک اجبار

پارت 19



♒فیک اجبار♒


 رفتم پشت در در زدم
× عشقم.....
+.....
×اهه بیا شام بخوریم دیگه
+کار دارم تو بخور ....
+باش...
●●●●●●●●
رفتم رو میز شام خوردم و بعدش هم گرفتم خوابیدم کوکی هنوز نیومده باید بخوابه من مغرورم بهم نمی داد که برم پیشش شبو همین شکل گرفتم خوابیدم.... صب که بلند شدم نیامی بهم گفت کوکی خونه نیست اووف واقعا حوصلم سر رفته بود هیچ کسو نداشتم کوکیم که همیشه شرکت بود........
●●●●●●●●
(شب)

سریع رفتم پتیین که ببینم کوک اومده یا نه ولی بادیگرد خونه بود ... گوشی رو برداشتمو زنگ زدم به کوک
جواب داد:
×کوککک کجاییی؟؟؟
+سرکارم بیب
×دلم واست تنگ شده نمیای؟؟؟
+هه نه بابا؟ نه نمیام سرم شلوغه
×ولی.......
چی؟؟؟؟قطع کرد؟؟؟الان رسما رو من گوشیو قطع کرد؟؟؟؟ مرتیکه الاغ😐😐😐
(راستی میلا چرا من باید انقدر به جونگ کوک فحش بدم؟؟؟؟؟
×چون من نویسندم😐
+ولی باید بجاش به تو فحش بدم که رمان رو اینجوری نوشتی
×خب نمیتونی فحش بدی😝😐
+حالا جونگ کوک چرا قطع کرد؟؟؟؟
×خفه شو برو نقشتو بازی کن خودت میفهمی😐
+😐)
•••••••••••••☆☆☆••••••••••••••
عصبی بودم که این شکلی با هم رفتار میکنه حق نداشت شکلی حرف بزنه و گوشیو روم قطع کنه اگه اون قراره این شکلی رفتار کنه منم بلدم چجوری کفریش کنم ............
دوباره بهش زنگ زدم:
×الو کوک من دارم بار با دوستام گفتم که بدونی
+بی خود .... بشین سر جات حق نداری جم بخوری
×چرا؟این زندگی خودمه به خودم مربوطه به تو هم هیچ ربطی نداره......
گوشیو قطع کردم روش و از در پشتی زدم بیرون
..............

#Milla


#FICEJBAR
دیدگاه ها (۶)

پارت ۲۶

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁹ویو: اتبا صدای گوشیه جونگ‌کوک از...

ازدواج اجباری part : 13 ویو کوک داشتم از ملودی و اون سینه ها...

مهمونی خطرناک پارت=18ویو ات:جونگ کوک خیلی ریلکس لبامو میبوسی...

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ²ویو تهیونگ که رفتم سمت در.دست گ...

پارت ۱ویو تهیونگ:سلام من کیم تهیونگ هستم ۲۹ سالمه و تو یک کا...

پارت اخر فردا ساعت۱۲:۳۰ویو تهیونگ:از خواب بیدار شدم و دیدم ج...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_68گوشیشو به سمتم گرفت آروم ل...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part76صبح با صدای بابا بیدار شدمداشت با تلفن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط