پارت دهمم

پارت دهمم




از زبان سوا
بغلم کرد خیلی حس خوبی داشتم همیشه آرزو داشتم بغلم کنه ولی من نمی بخشمش هیچوت یادم نمیره باهام چیکار کرد هیچوت یادم نمیره به خاطره کی کم خونی گرفتم

از زبان جونگ کوک
وقتی که گفتش پریود از اون موقع تو شک بودم باورم نمی شد من باهاش چیکار کردم قسم میخورم دیگه دست روش بلند نمی کنم

ویو ادمینتون : داخل ماشین بودن هیچ حرفی بینشون ردو بدل نمی شد نگاه های سنگین سوا معلوم بود نمی خواد باهاش آشتی کنه ولی کوک خیلی می خواست باهاش خوب باشه
فلش بک به داخل خونه
ویو ادمین گلتون 🎀 : جونگ کوک آروم رفت سمت سوا وگفتش
کوک: سوا بزار کمکت کنم بری تو اتاقت قشنگم
سوا : لازم نکرده خودم دست دارم
از زبان جونگ کوک
یکم از دستش ناراحت شدم از حرفی که زد ولی خوب به نظرم حقق داشت
اومدن میخواستن به سوا خون وصل کنن که دلشت سرم میزد گریه کرد
سوا : آییی ( گریه )
جونگ کوک : بابایی این جاست قشنگم آروم باش
فلش بک به بعد از این که به سوا خون زدن
سوا رفت تو آشپزخونه تا آب بخوره سرش گیج رفت کوک صداش رو شنید و رفت سمتش
کوک : حالت خوبه قشنگم ؟
سوا : اوهم ( سرش رو تکون داد )
فلش بک به شب

بارون میومد و سوا از صدای دعدو برق میترسید
از زبان کوک
دیدم از اتاق سوا صدای گریه میاد رفتم دم اتاقش درو باز کردم ازش پرسیدم چرا گریه میکنی
کوک : چرا گریه میکنی عزیزم ؟
سوا : از رعدو برق میترسم ( گریه )
جونگ کوک : پس میا پیش من بخواب فدات شم خب ؟
سوا : نمی خواد حالا که دارم فکر میکنم نمی ترسم
کوک : قشنگم انقد ناز نکن دیگه
دیدگاه ها (۷)

«فقط پیش تو »صدای چرخیدن کلید داخل قفل، سکوت خونه رو شکست.ا....

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

پشت نقاب عشق 💗نویسنده: جئون جنیعصر، جونگ‌کوک با ماشین مشکی‌ا...

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

𝐋𝐄𝐒𝐒𝐎𝐍فصل دوم | پارت ۲۳ | چهره‌ی آشنامرد آرام وارد خانه شد.ج...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۷: شاخ‌به‌شاخ با پادشاهباد ساحل داشت موها...

تک پارتی✨هر چند دقیقه یک‌ بار خودش رو توی آینه ماشین نگاه می...

شب تولدم پارت 15ات: هی چیکار میکنی جونگ کوک: خیلی خوشگلی پرن...

پارت ۴۲

چند پارتی جونگ کوک (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط