یه شَبایی واسه هَمه هَس
یه شَبایی واسه هَمه هَس
که دَرد روح و با عمق
وجود تا
تَهِ تَهِ قَلبِت حِس میکنی
شَبایی که اکثرن
اصرار داری به صُب شُدَنِش و
اونا هم از روی لَج بازی شایَد
بیشتَر طول بِکِشن
تو این شَبا
که احساسِت دَرد میکنه
یا پای پَنجره خوابت میبَره و لابد از سَردیِ هوا
صُب که بلند میشی سر و کَلهات بهم میریزه و
به کُل بیخیالِ اون شبِ بد میشی!
یا مَثلاً یه پاکَت سیگارو با فِکر میکِشی و
آخرش
جای اینکه ته سیکارِ آخَرین سیگار و پَرت کنی
مِثلِ شعرِ اون شاعر، خودِت رو پرت میکنی!
شایدم نه
بگی گورِ بابایِ زِندگی و همه چی و دایورت کنی و یه آهنگ امید حاجیلی و فراموشی..
در هَر صورت فَرداش،
دیگه اثری از دَرد احساس نیست
حِس میکنی حالت خوب شده و
به زندگی ادامه میدی..
اما دَردِ احساس جایی تو قَلبت پِنهون میمونه
و
یه اتفاقِ مُهِم تَر و یه دَردِ عَمیق
باعث میشه هَمه ی این دَردای لعنتی که دارن
باهات قایم موشک بازی میکنن
به طرز ناباورانه ای بگن دالییییی
تو ام با کُلی ذوق عَربده بکشی زهرِ مار و دالی!!!!
به نظر من هَر دَرد و با اشکات از عُمقِ قَلبِت
بِکش بیرون
بِندازِشون تو شیارای مَغزِت
اونجوری فقط سَرِت درد میگیره و یه ژلوفِن و
صُبحِ دِلنشینی که با قناری های همسایه دیوار به دیوار
شُروع میشه!!
تَهِش سَر درد که خوب نشه
یه گُلاب به رویی به مَغزِت میگی و
هَمرو بالا میاری و تَمام
که دَرد روح و با عمق
وجود تا
تَهِ تَهِ قَلبِت حِس میکنی
شَبایی که اکثرن
اصرار داری به صُب شُدَنِش و
اونا هم از روی لَج بازی شایَد
بیشتَر طول بِکِشن
تو این شَبا
که احساسِت دَرد میکنه
یا پای پَنجره خوابت میبَره و لابد از سَردیِ هوا
صُب که بلند میشی سر و کَلهات بهم میریزه و
به کُل بیخیالِ اون شبِ بد میشی!
یا مَثلاً یه پاکَت سیگارو با فِکر میکِشی و
آخرش
جای اینکه ته سیکارِ آخَرین سیگار و پَرت کنی
مِثلِ شعرِ اون شاعر، خودِت رو پرت میکنی!
شایدم نه
بگی گورِ بابایِ زِندگی و همه چی و دایورت کنی و یه آهنگ امید حاجیلی و فراموشی..
در هَر صورت فَرداش،
دیگه اثری از دَرد احساس نیست
حِس میکنی حالت خوب شده و
به زندگی ادامه میدی..
اما دَردِ احساس جایی تو قَلبت پِنهون میمونه
و
یه اتفاقِ مُهِم تَر و یه دَردِ عَمیق
باعث میشه هَمه ی این دَردای لعنتی که دارن
باهات قایم موشک بازی میکنن
به طرز ناباورانه ای بگن دالییییی
تو ام با کُلی ذوق عَربده بکشی زهرِ مار و دالی!!!!
به نظر من هَر دَرد و با اشکات از عُمقِ قَلبِت
بِکش بیرون
بِندازِشون تو شیارای مَغزِت
اونجوری فقط سَرِت درد میگیره و یه ژلوفِن و
صُبحِ دِلنشینی که با قناری های همسایه دیوار به دیوار
شُروع میشه!!
تَهِش سَر درد که خوب نشه
یه گُلاب به رویی به مَغزِت میگی و
هَمرو بالا میاری و تَمام
- ۱.۴k
- ۰۴ آذر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط