.

.
کنار برکه ی جاری از اشک
کنار سکوت جاری از غم
از توهم نداشتنت پر میشوم
دوباره برمیگردم به روز قبلی ام
.
زیر بارون این آسمون
زیر ترکش های آب
با صدای خسته ی ناودون
آهسته میرم به خواب
.
کنار غصه های این آب
زیر نور خورشیدِ پشت ابر
کنار نور قرص مهتاب
زیر ریخته ی کاسه ی صبر
.
کنار برکه ی جاری از اشک
به انزوایت ایستاده ام
زیر بارون این آسمون
روی ردپایت ایستاده ام

.
,saint,
.
#sainttunes #Saint
#sayedmasoudmousavi
#سیدمسعودموسوی #شعر #عاشقانه
#seyedmasoudmousavi
.
.
Photo by #mohammad_kh_77
دیدگاه ها (۱)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p90صبح...نور خورشید از پنجره‌ی بلند اتاق...

پارت ۹

چند پارتی

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴¹. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.میا حدود یک ساعت ...

دید پنهان انفجار اشکار

پارت پنجم حرف‌های تهیونگ مثل آب رو آتش بود، ا...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وششم | گناهی که مال او نبودشب...سکوت سن...

پارت: 8 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی پیاز داغ سوخته و مایع ظرفش...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

( Blue Side )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط