خاک عزیز سلام
خاک عزیز سلام
مدتی بود نبودی راستش رو بگو کجا رفته بودی؟
مطمئنم به پایتخت و اون بالا نشینها جرات نکردی دوباره سری بزنی چون سری قبل که رفتی طوری با تو رفتار کردن که دیگه فکر نکنم کلاهت هم اونجا بیفته حاضر باشی اونجا سری بزنی.تو همش چند ساعت اونجا مهمون بودی اما زمین و زمان رو به هم دوختن تا تو بلندشی و به جای قبلی خودت برگردی...
دیدی بهت گفتم نرو هیچ جا خوزستان نمیشه
یادته گفتم درسته اینجا هوا مثل جهنم گرمه،بیشتر شهرهای ما آب خوردن هم ندارن
مردم ما بااینکه روی گنج زندگی میکنن اما دستشون تنگه
یادته گفتم بعضی از خونه ها توی این گرما یه کولر آبی ساده هم ندارن تا از شر گرما خلاص بشن
یادته گفتم تمام استانهای کشور به واسطه وجود ما نون رفته توی سفرشون اما توی استان خودمون توی کوچه پس کوچه هایی که سالهاست صدای خنده ایی به گوش نرسیده هنوز هم سفره هایی پیدا میشه که خالیه و تیکه نونی داخلش نیست؟
یادته گفتم سالها از آسمون بارون توپ و خمپاره به سر مردم ما ریخت اما صدامون در نیومد؟
یادته گفتم ما دسته دسته جوون فرستادیم جلو تا با سینه جلو گلوله بمونن اما هنوز بعد از چند 30 سال اون جوونای نتونستن برگردن؟
یادته گفتم هنوز هم مادرهایی پیدا میشن که کمتر از خونه میرن بیرون چون میگن ممکنه پسرم برگرده؟
یادت گفتم هنوزم صدای سرفه های وقت و بی وقت از توی خونه های بعضی از ما میاد؟
بمباران شیمیایی رو که برات تعریف کردم؟
یادته گفتم مردم ما به درد و رنج عادت کردن اما شکایتی ندارن و هرجا مشکلی پیش بیاد برای حفظ خاک و ناموس این مملکت زود سینه سپهر میکنن؟
آره خاک عزیز ما این همه مشکل و درد داریم اما...
اما ما مهمون نوازیم،تو که هر چند وقت یه بار بی دعوت، وقت و بی وقت سری به ما میزنی حالا هم خوش اومدی
تا هر وقت دوس داری بمون و خوشحال باش که ما خوزستانی ها هستیم که از تو پذیرایی کنیم...
خوش اومدی خاک عزیز...
مدتی بود نبودی راستش رو بگو کجا رفته بودی؟
مطمئنم به پایتخت و اون بالا نشینها جرات نکردی دوباره سری بزنی چون سری قبل که رفتی طوری با تو رفتار کردن که دیگه فکر نکنم کلاهت هم اونجا بیفته حاضر باشی اونجا سری بزنی.تو همش چند ساعت اونجا مهمون بودی اما زمین و زمان رو به هم دوختن تا تو بلندشی و به جای قبلی خودت برگردی...
دیدی بهت گفتم نرو هیچ جا خوزستان نمیشه
یادته گفتم درسته اینجا هوا مثل جهنم گرمه،بیشتر شهرهای ما آب خوردن هم ندارن
مردم ما بااینکه روی گنج زندگی میکنن اما دستشون تنگه
یادته گفتم بعضی از خونه ها توی این گرما یه کولر آبی ساده هم ندارن تا از شر گرما خلاص بشن
یادته گفتم تمام استانهای کشور به واسطه وجود ما نون رفته توی سفرشون اما توی استان خودمون توی کوچه پس کوچه هایی که سالهاست صدای خنده ایی به گوش نرسیده هنوز هم سفره هایی پیدا میشه که خالیه و تیکه نونی داخلش نیست؟
یادته گفتم سالها از آسمون بارون توپ و خمپاره به سر مردم ما ریخت اما صدامون در نیومد؟
یادته گفتم ما دسته دسته جوون فرستادیم جلو تا با سینه جلو گلوله بمونن اما هنوز بعد از چند 30 سال اون جوونای نتونستن برگردن؟
یادته گفتم هنوز هم مادرهایی پیدا میشن که کمتر از خونه میرن بیرون چون میگن ممکنه پسرم برگرده؟
یادت گفتم هنوزم صدای سرفه های وقت و بی وقت از توی خونه های بعضی از ما میاد؟
بمباران شیمیایی رو که برات تعریف کردم؟
یادته گفتم مردم ما به درد و رنج عادت کردن اما شکایتی ندارن و هرجا مشکلی پیش بیاد برای حفظ خاک و ناموس این مملکت زود سینه سپهر میکنن؟
آره خاک عزیز ما این همه مشکل و درد داریم اما...
اما ما مهمون نوازیم،تو که هر چند وقت یه بار بی دعوت، وقت و بی وقت سری به ما میزنی حالا هم خوش اومدی
تا هر وقت دوس داری بمون و خوشحال باش که ما خوزستانی ها هستیم که از تو پذیرایی کنیم...
خوش اومدی خاک عزیز...
- ۶.۶k
- ۳۱ خرداد ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط