#مادر♡

#مادر♡
قلبِ تپنده ی یک خانواده است ...
مرکزِ ثِقلِ امید و باورهایِ فرزندان ...
بدونِ مادر ، هیچ خانواده ای ؛
از دل ، نمی خندد ...
بدونِ مادر ، پایِ شادی و آرامشِ یک خانواده ؛
تا ابد لنگ می مانَد ...
کاش سایه ی مادرها ابدی بود ...
کاش این امنیت ، این عشق ... انتهایی نداشت ...
و من این روزها ؛
دلم برایِ مادرِ تنهایی می گیرد ؛
که هرروز به دیوارِ کهنه ی اتاقش خیره می شود ؛
و یادِ خاطراتِ کودکیِ فرزندانش ؛
یادِ شلوغی و سر و صدایِ آن روزها ؛
قطراتِ اشکی می شود
که از بلورِ چشمانِ معصومش ،
رویِ گونه هایِ بی پناهش می ریزد ...
باورِ این سکوت و تنهایی برایش آسان نیست ...
درد دارد که بعد از این همه از خود گذشتن ،
این روزها دستی برایِ پاک کردنِ اشکهایش هم نداشته باشد ...
درد دارد ... !
ما به قیمتِ سوختنِ جوانیِ مادرانمان قدکشیدیم و بزرگ شدیم ...
این روزها ؛
نوبتِ کمی جبران است !
او از جان و جوانی اش برایت گذشت ،
تو فقط کمی وقتت را به او ببخش ...
مادران ، افتخاراتِ آفرینشَند ،
بیایید بانیِ تنهایی و بغضِ گلوگیرشان نشویم ...
بخدا انصاف نیست ... !

#نرگس_صرافیان_طوفان

روز این فرشته هایِ بی ریا مبارک❤️


#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره #پست_جدید #پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن #خاصترین #تکست_خاص #عاشقانه #love #عشق #تکست_ناب #تنهایی #دخترونه
دیدگاه ها (۱۲)

فقط ۱۶ سالمه… ولی بعضی روزها احساس می‌کنم از صد تا پیرمرد خس...

من فقط ۱۶ سالمه، ولی از صد تا پیرمرد خسته‌تر و بی‌حال‌ترم… 😣...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۷از طرفی، دلش می‌خ...

رمان انتقام ازدواج کامل

آوای شب

سرزمین خاموشی:قسمت اول

🥀 قسمت هشتم فاطمه چه کسی بود؟تا اینجا شاید فکر کرده با...

📚 داستان | سهمی که از عشق نداشتدیروز، بلورخانم، همسر احمدآقا...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹صدای جیغ‌ها توی گوشش می...

عاشقانه های شبنم برا عزیزانم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط