𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡

𝐖𝐡𝐞𝐫𝐞 𝐃𝐚𝐧𝐜𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐌𝐮𝐬𝐢𝐜 𝐂𝐚𝐧𝐧𝐨𝐭 𝐑𝐞𝐚𝐜𝐡
p3
تهیونگ نمی‌تونستم رقصیدن رو بفهمه. تا وقتی که آواز خوندن بود، رقص چرا؟ تا وقتی کلمات به این خوبی میتونن منظوری رو برسونن، حرکات بدن چرا؟
اما حالا، یه پسر اون حرکات رو روی اهنگ معروف تهیونگ که تازگی ترند شده بود اجرا کرده بود؛ آهنگی که تهیونگ با پوست تا استخونش درک میکرد و تک تک کلماتش از اعماق وجود تهیونگ بیرون اومده بودن.
حرکات پسر سریع و حرفه ای بودن. بدنش گرم و انعطاف پذیر بود و استایلش کاملا مناسب یک دنسر بود. لباس هایی که پوشیده بود عبارت بودن از یه شلوار بگ سویتی، کفش های ورزشی و راحت و سوییشرت ضخیم مشکی گشاد.
بدنش در حدی با موزیک هماهنگ بود و انعطافش رو حفظ میکرد که به نظر میومد استخوان و مفصلی نداره.
تهیونگ زیر لب زمزمه کرد:« اسم این دنسر چیه؟» و روی اکانت پسر کلیک کرد.
@jeon.jk
« جئون جی کی؟»
همون موقع موبایل بین دست های تهیونگ لرزید و صدای زنگ گوش خراش و آزاردهنده ی تهیونگ بلند شد.
منیجر تهیونگ بود
« باز چی شده؟»
- همین الان لباستو بپوش و پاشو بیا استادیو
منیجر این رو بلند بلند و با هیجان گفت و گوشی رو طبق عادت روی تهیونگ قطع کرد.
تهیونگ با عجله سمت کمد لباس هاش رفت.
شلوار بگ مشکی پارچه ای، با پیراهن مردونه ی سفید و خوشدوختی انتخاب کرد و موهاش رو شونه زد.
کفش چرم مشکی مردونه ای پوشید و بعد از خوردن آخرین جرعه ی قهوه‌ش راهی استادیو شد.
پشت ماشین نشسته بود و تخته گاز، بی تفاوت نسبت به میسکال هایی از طرف منیجر که روی گوشیش افتاده بودتمام مسیر رو با عجله طی کرد.
آهنگ ترند خودش که جونگکوک باهاش دنس رفته بود توی ماشین پخش شد و حواس تهیونگ رو پرت کرد. برای همین با سرعت آهنگ رو قطع کرد و به رانندگی در سکوت و آرامش ادامه داد.
۲۰ دقیقه گذشت.
تهیونگ حالا رو به روی استادیو پارک کرده بود.‌
قدم های بلندی برداشت و سمت استادیو رفت.
با باز کردن در با دو چهره ی آشنا مواجه شد.
یکی منیجر، و اون یکی؟

شرایط:
۴۰ لایک ۵۰ کامنت ۱۲ بازنشر
من خودم برای این پارت خیلی ذوق داشتم پس زودتر گذاشتم. نمیدونم از این فیک بدتون میاد یا چی، ولی پارت قبل کلا نزدیک ۱۰ تا کامنت داشت
دیدگاه ها (۸۶)

تهیونگ بعد از اینکه مطمئن شد آب دوباره وصل شده، رفت تا لباس‌...

#pain#P¹⁰⁷#Season²خواست بلند بشه اما پاهاش توان این کار رو ن...

پارت ۲۰

My professorChapter: 2Part: 106(بچها پارت ۱۰۶ گزارش شده بودم...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

╭─── 🩸🌹 ───╮رزهای خونینپارت دوازدهمیونا با دیدن پیام، گوشی ر...

(:♡ رز ابی من part .2.اول عکسارو بخونید بعد متنو بخش دوم ♡~~...

𝗨𝗻𝗱𝗲𝗿 𝘁𝗵𝗲 𝗿𝗶𝗴𝗵𝘁 𝗵𝗼𝗼𝗽 زیر حلقه ی سمت راست. تهیونگ با یقه ی پی...

پارت 4۳سه روز از اون ماجرا گذشته بود. عمارتِ کیم مثل یک دژِ ...

Heir of Light and Darknesspart : 5جونگ‌کوک اون قسمت و میمکید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط