چیزی در فضای اتاق هست

چیزی در فضای اتاق هست
که آزارم می دهد
اما نمی دانم چیست
دل تنگی را نمی شود با بطری های شیشه ای
و قوطی های فلزی پاک کرد
مثل خیلی چیزهای دیگر
دوباره خاطره ی کسی را به یاد آورده ای
که تازه به نبودنش عادت کرده ای
و باز آینده ات پر از نبودن کسی در گذشته می شود
و آن وقت تو می مانی و جا سیگاری کوچکی
که پر است از ته سیگارهای مچاله
که زمانی فقط یک سیگار بوده اند
و حالا قرار است بگویند
که این جا اتفاقی افتاده است ....

#مرگ_بازی
دیدگاه ها (۶)

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت ۲۲: رقصِ گیلاس‌هایِ سیاه زیر...

رمان: آخرین رقص در قصر#𝗧𝗵𝗲_𝗟𝗮𝘀𝘁_𝗗𝗮𝗻𝗰𝗲_𝗶𝗻_𝘁𝗵𝗲_𝗣𝗮𝗹𝗮𝗰𝗲Part_4فصل...

پارت: 14 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سرمای سکوهای فلزیِ ورزشگا...

داستان کودکانه «رقصِ گرانش در تالارِ تعادل» به نویسندگی رزیت...

پارت: 17 (بخش2) **زاویه دید: زین**ساعت چهار عصر. سالنِ بایگا...

وقتی تو رفتی، حالم بد شد. نه آن‌طور که با یک تبِ ساده چند رو...

اتاقی که وجود نداشت(part3)روزهای بعد، خانه دیگر به اندازه‌ی ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۲ | «همون آدم قبل...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

### پارت نهم: «دیدار در تاریکی مطلق»ساعت از دوازده شب گذشته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط