استاد ریاضیات
#پارت_22
خدا میدونه که
اگه خانوادم بفهمن توی بغل استادم خوابیدم چه خاکی
برسرم کنن
_استاد امیر بیدار شو بیدار شو
بیدار شد خسته شدم تا بیدار شد
+چی شده خوشگل من نانایی من ها
_نه چرا اینجا خوابیدی چرا کنارم بغلم کردی
+مریم بیا بغلم بگیر بخواب حرف نزن
_چرا حرف نزنم امروز هم کلاس دارم بلند شو
+ساکت شو یه دقیقه که حرف بزنم اولن امروز کلاس
نداری چون برات مرخسی گرفتم و من اونجا نمیرم بچه ها هم نمیرن بشین تو بغلم
چرا مگه چی شده که این کارا کرده مگه دیونس اره مریم جان دیونه من
گوشیم زنگ خورد زنگ بابسفنجی
خدا میدونه که
اگه خانوادم بفهمن توی بغل استادم خوابیدم چه خاکی
برسرم کنن
_استاد امیر بیدار شو بیدار شو
بیدار شد خسته شدم تا بیدار شد
+چی شده خوشگل من نانایی من ها
_نه چرا اینجا خوابیدی چرا کنارم بغلم کردی
+مریم بیا بغلم بگیر بخواب حرف نزن
_چرا حرف نزنم امروز هم کلاس دارم بلند شو
+ساکت شو یه دقیقه که حرف بزنم اولن امروز کلاس
نداری چون برات مرخسی گرفتم و من اونجا نمیرم بچه ها هم نمیرن بشین تو بغلم
چرا مگه چی شده که این کارا کرده مگه دیونس اره مریم جان دیونه من
گوشیم زنگ خورد زنگ بابسفنجی
- ۶۸۹
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط