{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#My_charming_mafia

#My_charming_mafia

#مافیای_جذاب_من

#part9
استاد داشت درس میداد ک املی اروم بهم گفت
~ات (با صدای خیلی اروم ب خاطرع اینکع استادشون نفهمه)
+بل (ات هم اروم جواب میداد)
~شنیدم با جعون جونگ کوک تو ی گروه افتادی
+ار
~مواظب بش
+چ... چرا
~یا مگ بت نمیگم اون ی مافیاعع
+شبی اونی ک نشون مید نیس
~گول نخور دختر احمق
+یاا ببند (با داد)
کلع کلاس داشت منو نگا میکرد ک سرمو انداختم پایین تعظیم کردم و نشستم
~چتع دختر دیوونع قلبم ریخت
+ببخشید(با خندع)
=میتونید برای چند دقیقع تو کلاس استراحت کنید بچ ها بعد چند دقیقع ب درسمون ادامع میدیم
همگی: چشم استاد
روی میز سرمو کذاشتم خاصتم چشامو ببندم ک یکی بهم پیام داد سرمو بلند کردم دیدم جونگ کوک بود سرمو چرخوندم با حالت علامت سوالی ی نگاهی بهش کردم دوبارع گوشیمو نگا کردم رمز گوشیمو باز گردم دیدم جونگ کوک گف
پیام جونگ کوک و ات
-کی میتونی بیای پروژع درست کنیم
+ساعت 3میتونم
-اک میام دنبالت
+ن ن خودم میام
-گفتم میام دنبالت حرف نباش
+بش
بعد کلاس سریع رفتم خونه ناهامو خوردم و رو تخت نشستم و داشتم ور میرفتم با گوشیم ک جونگ کوک زنگ زد
_ساعت 3امادع بش بیام ببینم اماد نیسی قسم میخورم میکشمت
+بش
گوشی قطع کرد عجب پسریع هااا ساعت 1:30بود بلند شدم رفتم حموم ی دوش نیم ساعته گرفتم و اومدم موهامو خشک کردم حالت دادم بعد ی میکاپ ساده انجام دادم بعد لباسمو پوشیدم (میزارم)
ساعت 3شدع بود برای جونگ کوک زنگ زدم
+سلام کجایی
-جلو خونتون امادع ای
+عع ار امادم الان میام
گوشی قطع کرد


ادامه دارد........
دیدگاه ها (۲)

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

🖤 وارث سایه‌ها | پارت ۱۵«مهمان ناخوانده» 👤🔥صدای قدم‌ها توی ر...

چندپارتی جونگ کوک

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷ویو: اتچند ساعت گذشته بود، ولی ه...

پارت چهارم | پشت نگاه سردت 🦋ویو آتهمراه جیا وارد کلاس شدیم و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط