اگه تونستی بخون...

اگه تونستی بخون...
یه روز پسری با خانواده اش قهر میکنه.
میره پیش دوستش و یک ماه خونه ی دوستش میخوره و میخوابه.
بعداز یک ماه میاد پیش خانواده اش.
تا این که یه روز سرکوچه نشسته بوده یه دختر رد میشه،پسر یه متلک به دختره میندازه .
یکی از دوستاش میگه میدونی این دختر کی بود.
پسره میگه نه کی بود دوستش میگه خواهر همون دوستی که یک ماه پیشش خوردی و خوابیدی.
پسر که خیلی ناراحت شده بود رفت پیش دوستش و معذرت خواست.
دوستش پیک شراب را بلند کرد وگفت :(به سلامتی دوستی که یک ماه خونه ی ما بود ولی خواهرم رو نشناخت).....
دیدگاه ها (۸)

🧸 𓂃 ࣪˖ ִֶָ🌙💌ماه آروم به جیمین نگاه کرد و لبخند زد. + می‌دونی...

دنیای جونگ‌کوک با یک تماس تلفنی، کلاً زیر و رو شد. اون یه پس...

پارت ۱ :ویو ا/ت : سلام من ا/ت هستم دختر یه خانواده ی پولدار ...

تک پارتی»»»وقتی ات خوابه با جنکوک..معرفی کسایی ک داخل رمان ه...

فلش بک به دو ماه بعد امروز رفتیم ببینیم بچه دختره یا پسرتو د...

Did daddy forget the girls day?

در جست و جوی خاطرات پارت ۱۹

پارت یک رمان عشق ممنوع

The Unvanted roommate_______________________ویو کیم هانا:هر ...

رها❤ فکر نمی کنم هیچ وقت واقعا بفهمی چقدر برام مهمیچون هر چق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط