{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت یازده

پارت یازده

گفتم عجب ماشین توپی فکرشو نمی کردم حالا اینو از کی اجاره کردی
سانزو گفت از هیشکی ماله خودمه
گفتم واقعا راس میگی
سانزو گفت آره راس میگم ماله خودمه
گفتم باشه باشه باور کردم حالا چند خریدی
گفت نمی دونم خیلی وقت پیش خریدم قیمتش یادم نی
گفتم آها
سانزو گفت خب رسیدیم دستم رو گرفت و گفت صبر کن شاید یکی مون رو بتونن بگیرن این دستبند رو بگیر این دکمه وستی رو میبینی اگه تو دردسر افتادی بااین خبرم کن
دیدگاه ها (۰)

حالا اگه موقع تمرین پیششون بیوفتیم

دکتر ماسکشو زد پایین دکتر : خب آقا تبریک میگم اون دختر زنده ...

فیک تهیونگ مافیایی اص*مات

کسخلان گروگان

𐙚🦋 پارت دوم — «شروع دردسر» 🦋𐙚ویو آتاز دفتر بیرون اومدم و بدو...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۸ *سانیار*تا دیدم داره به لپ های ...

پارت ۲آلیا: لیا دیگه زود باش دختر، به قطار نمی‌رسیم‌ها؟لیا: ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط