~my replacement love~

p⁷
مدیر:اینجا چخبرههههه
^:عه آقای مدیر...
مدیر:همتون تو دفتر منننن
&:چشم...
ا.ت:فلیکسسسس خوبی؟؟؟
فلیکس:آ... اره اره اوکیم
ا.ت:میتونی راه بری؟؟
فلیکس:اممم آره آره
ا.ت:خونتون کجاست
فلیکس: تو خیابون... میانگ دونگ آااااییی
ا.ت:کجات درد میکنه؟؟؟*نگران
فلیکس:خوبم ا.ت خوبم...*ل*بتو بوسید*
ا.ت:اممم خب پاشو ببرمت خونتون خونه ماعم همونجاست
فلیکس:میشه... بیام خونتون؟
ا.ت:چی چرا
فلیکس:امممم خب چون هیچکس خونمون نیست کلیدم ندارم و...
ا.ت:خیلی خب باشه بیا بریم
................
ویو خونه ا.ت:
ا.ت:مامااااان
م.ا:چیشده عزیزم این کیه؟؟؟
فلیکس: من دوستپس...
ا.ت:دوستمه واسش قلدری کردن
م.ا:عیوایییی پسرم خوبیییی؟
فلیکس:مم... ممنون
م.ا:بیا بشین اینجا تا به جیانگ بگم بره باند بخره
فلیکس:نه نه لازم نیست ببخشید مزاحمتون شدم
م.ا:این چه حرفیه عههه حالت خوبه؟
فلیکس:بله ممنون
ا.ت:مامان من فلیکسو میبرم تو اتاقم
م.ا:باشه عزیزم
................
ویو اتاق ا.ت:
فلیکس:عهههه اتاقت چه خوشگله
ا.ت:*درو بست* معلوم هست چی میگیییی
فلیکس:چی میگم؟
ا.ت:دوس*پسر چه سمیهههه
فلیکس:مگه نیستم؟؟
ا.ت:خب... منظورم این نبود*خجالت
فلیکس:اووو پس چی بود؟
ا.ت:جلوی مامانم نگو
فلیکس:یه شرط داره
ا.ت:چی
فلیکس:*ل*باشو غنچه کرد* زود باش بهم ثابت کن دوسم داری
ا.ت:فلیکس...
فلیکس:عه پس نداری واقعا که خیلی دروغگ-*حرفش با قرار گرفتن ل*بت رو ل*بش نصفه موند*
ا.ت:حالا قبوله؟
فلیکس:بعله *لبخند
فلیکس:راستی هیونجینو چیکار کنیم؟
ا.ت:نمیدونم احتمالا باهاش ادامه بدم فعلا
فلیکس:چییییی ینی چیییی
ا.ت:خب نمیتونم یهویی بهش بگم هردومونو میکشه
فلیکس:راس میگی ولی خب نمیخواممم
ا.ت:انقد لجباز نباش فلیکس مجبوریم بزار ببینم چی میشه
فلیکس:پس حق نداری خودتو بچسبونی بهش
ا.ت:خیلی خب هر چی تو بگی
م.ا:عزیزم بیا اینم باند بزار جای زخماتو ببندم
فلیکس:ممنونم خاله
م.ا:خواهش میکنم*لبخند
فلیکس:خیلی خب من دیگه میرم
ب.ا:عه کجاااا مگه میشه بدون ناهار بری
فلیکس:ممنون آقای پارک ولی-
م.ا:ولی نداره دیگه باید بمونی
فلیکس:چشم
م.ا:خببب شماها چند وقته دوستین؟
فلیکس:1 هفته
ب.ا:اووو ا.ت تو هیچوقت دوستاتو تا 3 ماه نمیگذشت نمیاوردی خونه چیشد دخترم؟*خنده
ا.ت:خب حالش خوب نبود کلیدم نداشت بره خونشون بخاطر همین
م.ا:عه عی وای
ب.ا:فلیکس خونتون کجاست؟
فلیکس:تو همین خیابونه 3 تا خونه اونور تر
م.ا:واقعا؟؟؟ چه خوبببب همکلاسی این؟
ا.ت:نبودیم ولی الان هستیم
م.ا:چجوری؟
ا.ت:من کلاسمو عوض کردم مامان چون خیلی خوب نبودن معلماش
م.ا:عه عیبی نداره پس کنار کی میشینی؟
ا.ت: هیو-
فلیکس:کنار من میشینه*لبخند
ا.ت:آره آره
ب.ا:چه عالی بیاین ناهار بخوریم
فلیکس:دستتون درد نکنه
ب.ا:خواهش میکنیم*لبخند
ادامه داره...
دیدگاه ها (۱۲)

سناریو مایکی پارت ۲

سناریو بونتن پارت۸

True Love①⑨تهیونگ: چیشده مامانم: من و برادرت و لیا یه چیز خو...

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

سناریو میتسویا پارت ۳

که یهو رستوران منفجر شدکوک دست ا. ت رو گرفت و آز رستوران خار...

[سناریو]موضوع:: وقتی برادر رفیقتن و تو میری خونه ی اونا (روت...

پارت سومویو صبح:ا/ت با صدای آلارم گوشیش بیدار شد(همون روتین ...

سناریو خط قرمز پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط