..
پارت 2
کوک: (با بغض و گربه هاش ناراحت شدم) باشه باشه قبول..فقط باید قول بدی که مراقب باشی..هر اطلاعاتی رو بهش نگاه
رونا: باشه🥹
* یه هفته بعد*
رونا: کوک میشه الان برم خونش..دعوتم کرده؟
کوک:چی؟...نهههههه..اصلا
رونا: تروخدا..قول میدم مراقب باشم..لطفا...تروخدا برات شیر موز میارم
کوک: ربطی به شیرموز نداره..تو درهرصورت درست میکنی
رونا: تروخدا لطفا( بغض)
کوک: هوووفف باشه..
****
رونا: رفتم خونشون که دیدم یه مرد درو باز کرد..
مرده: رونا..تویی بیا داخل...
*
رونا: ببخشید یونا نیستش
مرده: اممم میخوای بری اتاقش اونجا حرف بزنین؟
رونا: چه بهتر
مرده رونا به اتاق راهنمایی کرد و خودشم اومد داخل و درو بست
یوهاهاها
خمارییییی
کوک: (با بغض و گربه هاش ناراحت شدم) باشه باشه قبول..فقط باید قول بدی که مراقب باشی..هر اطلاعاتی رو بهش نگاه
رونا: باشه🥹
* یه هفته بعد*
رونا: کوک میشه الان برم خونش..دعوتم کرده؟
کوک:چی؟...نهههههه..اصلا
رونا: تروخدا..قول میدم مراقب باشم..لطفا...تروخدا برات شیر موز میارم
کوک: ربطی به شیرموز نداره..تو درهرصورت درست میکنی
رونا: تروخدا لطفا( بغض)
کوک: هوووفف باشه..
****
رونا: رفتم خونشون که دیدم یه مرد درو باز کرد..
مرده: رونا..تویی بیا داخل...
*
رونا: ببخشید یونا نیستش
مرده: اممم میخوای بری اتاقش اونجا حرف بزنین؟
رونا: چه بهتر
مرده رونا به اتاق راهنمایی کرد و خودشم اومد داخل و درو بست
یوهاهاها
خمارییییی
- ۲۶.۵k
- ۰۸ آبان ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط