{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان دکتر رومانتیک من

رمان دکتر رومانتیک من
part①
#لیزگه
اسم من لیزگه جومرت هست
اسمه مامانم شیما و اسمه بابام یامان هستش
من در استانبول یه رستوران معروف به نامه ستاره دارم ما تازه از امریکا برگشته بودیم
یازگی: ملیس!
ملیس: بله
یازگی: میگم فردا تولده دوسته قدیمی مونه تازه هم از امریکا برگشته میخوام لیزگه رو سوپرایز کنم نظرت چیه؟!
ملیس: بنظرم عالیه وایسا به ملیسا و ایلول و دیلار بگم
یازگی: اره بگو منم زنگ میزنم به لیزگه
لیزگه: از حموم اومدم دیدم یازگی زنگ زد جواب دادم
سلام یازگیم
یازگی: سلام لیزگم چه خبرا
لیزگه: سلامتی یادی از دوسته قدیمی کردی 😂
یازگی: صد بار بهت زنگ زدم جواب ندادی خوب
لیزگه: ببخشید واقعا تو امریکا سرم خیلی شلوغ بود
یازگی: اشکال نداره میگم فردا وقت داری؟!
لیزگه: اره چطور؟
یازگی: خوب عالی شد فردا بریم کافه ملیس ملیسا و ایلول دیلار هم میان
لیزگه: عالیه پس فردا می بینمتون
یازگی: منم

ادامه دارد 💅
#آسدور #آسیه #دوروک #سوسعم #عمر #سوسن #آیبر #برک #آیبیکه #یاستول #تولگا #یاسمین #سارپ #جانسو #ملیس_مینکاری #رجب_اوستا #ییعت_کوچاک #لیزگه_جومرت #سوبورجو_یازگی_جوشکون #اونور_سعید_یاران #خواهران_برادران #داستان_یک_شب #بوراک_دنیز#قصه_یک_شب #دریا_پینار_آک #جانفزا #ماهیر #ماهجان
دیدگاه ها (۲۰)

My lovely neighbor part : 49

•° دکتر رمانتیک من°•𝕡𝕒𝕣𝕥 ①⑥#ییعلیز ییعت:؛ لباس همو پوشیدم ت...

رمان دکتر رومانتیک من part ③#ییعت اسم من ییعت کوچاک هست سه ت...

رمان دکتر رومانتیک من part ④#لیزگه بیدار شدم یه ارایش ملایم ...

زمان دکتر رومانتیک من part②لیزگه صبح بیدار شدم رفتم حموم تا ...

•° رمان دکتر رومانتیک من °•𝕡𝕒𝕣𝕥①⑤رفتیم بیرون که یه دفعی یکی ...

•°رمان دکتر رومانتیک من •°part⑦#ییعت رفتم بیرون که یدفعی الچ...

°رمان دکتر رومانتیک من •°part ①⓪#لیزگه لیزگه؛: من رفتم بیرو...

رمان دکتر رومانتیک من part ⑤#ییعت سوار ماشین شدم و رفتم خونه...

•°رمان دکتر رومانتیک من •°part ⑨#ییعت ییعت: برو شام بخور الچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط