با سر انگشت دو تا دست،بیا حلقہ بساز😞

با سر انگشت دو تا دست،بیا حلقہ بساز😞
تـازه این میشـود انـدازه ی دور کـمرش😓
تنـگ ڪن حلقہ ی دسـتانِ خودت را حالا😣
این شود گـردن او…آخ چہ آمد بہ سـرش😭
دیدگاه ها (۲)

پارت سوم._*بیگناهان*_*بخش دو*_

پارت دهم: «بازیِ بی‌انتها»تهیونگ به آرامی از روی صندلی بلند ...

پارت۲بوسه‌ی کاتسوکی بویِ تندِ عرق، بارون و انفجارهایِ مهارنش...

꧁عمارت عشق꧂Part number 33یهو اتوکو محو شد.خودش موند و خلا .....

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 18صدایش برای لحظه‌ای لرزید، اما اد...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p85«آشپزخونه هر روز از اینجا سبزی می‌بره...

«𝓭𝓪𝓻 𝓼𝓪𝓲𝓮𝔂𝓲 𝓽𝓸»« پارت : هفتم » پیشونی پسر رو بوسید . کوک سرش...

dark life = 43ات کتاب رو بست. «چی؟»تهیونگ بلند شد و دستش رو ...

این رمان ماله من نیس ماله دوستمه ایدیش @hstyg80

عشق این ما پارت۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط