{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆

Part 8

جونگکوک از جاش بلند شد

جونگکوک:چی شده

جین نگاهی به اِما انداخت و بعد رو به جونگکوک کرد

جین:ماشینی که شب حادثه نزدیک محل پیدا شدن اِما دیده شده به اسم پارک مینجه ثبت شده

جونگکوک با عصبانیت به جین نگاه کرد

جونگکوک:پس خودش بوده

جین:هنوز نمیتونیم با قطعیت بگیم ولی این موضوع خیلی مهمه

جونگکوک:پس دستگیرش کنید

جین:برای دستگیریش هنوز به مدرک بیشتری نیاز داریم

جونگکوک با ناراحتی دستش رو روی صورتش کشید

جونگکوک:پس باید منتظر بمونیم تا یه اتفاق دیگه بیفته

جین:نه

جین نگاهش رو به اِما دوخت

جین:این بار نمیذاریم چیزی از چشممون دور بمونه

اِما که تا اون لحظه ساکت بود برای چند لحظه به جین نگاه کرد

جین متوجه نگاهش شد

جین:اِما

دختر چیزی نگفت

جین:اون شب مینجه رو دیدی

اِما چند ثانیه بی حرکت موند

دست هاش دوباره به هم فشرده شد

جونگکوک با نگرانی نگاهش کرد

جونگکوک:اگه نمیخوای جواب بدی مجبور نیستی

اِما نفس عمیقی کشید

برای چند لحظه چشم هاش رو بست

بعد خیلی آروم سرش رو تکون داد

جین چیزی نپرسید

فقط به همکارش که پشت در ایستاده بود اشاره کرد که فعلا وارد نشه

جین:باشه

جین چند قدم عقب رفت

جین:هر وقت تونستی درباره اش حرف بزنی من گوش میدم

اِما نگاهش رو پایین انداخت

این اولین بار بود که خودش درباره مینجه واکنش نشون میداد

و جین میدونست پشت این سکوت چیزهایی هست که هنوز هیچکس ازشون خبر نداره

چند ساعت بعد

مینجه داخل اتاق بازجویی نشسته بود

یکی از مامورها پرونده رو مقابلش گذاشت

مامور:ماشین شما شب حادثه نزدیک محل پیدا شدن اِما دیده شده

مینجه چند لحظه به برگه خیره موند

مینجه:من اون شب اونجا نبودم

مامور:پس ماشینتون اونجا چیکار میکرد

مینجه جوابی نداد

در همان لحظه جین وارد اتاق شد

جین:فکر کنم وقتشه حقیقت رو بگی


#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۲)

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³³...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~جِما چند لحظه ساکت موند. اخمش هنوز ...

درخواستی

برادر ناتنی

پارت ۲جونگکوک اونجا نشسته بود.سرش رو بالا آورد.«تو اینجا چی ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁰. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.تهیونگ چند ثانیه ...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏𝟗ویو اِریامرد دستش رو داخل کت برد.اِریا...

🖤 پارت ۳۴ | «نقطه‌ضعف»لانا به پدرش خیره شد.— «تو از اول می‌د...

🖤 پارت بیست‌ویکم | بدون جونگکوکلانا تمام شب به پیام خیره مون...

وقتی برای حسودی کردنش از یکی دیگه تعریف میکنی

پارت ۷ #پشت غرورتاما هنوز به خیابون خیره شده بود.ماشین دیگه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط