{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از مرز چشمام دور میشی من یه گوشه ی جغرافیا میرم

از مرز چشمام دور میشی من یه گوشه ی جغرافیا میرم
تو منشاء اکسیژنه شهری باشی نفس تنگی نمیگیرم
من با تو حسش میکنم حتی وقتیکه که خیلی دوری از خونم
عطر تو اینقدر خوبه یا حسم هر جا که باشی جاتو میدونم
مسافت دوریت از خونه با نبض دستم رابطه داره
نزدیک میشی یکی انگار رو دور تند نبضم رو میذاره
مسافت دوریت از خونه
با نبض دستم رابطه داره
نزدیک میشی یکی انگار
رو دور تند نبضم رو میذاره
اونایی که عاشقه بارونن حتما یکی رو قد من میخوان
بارون گرفته چترتو وا کن دستایه من دست تورو میخوان
بارون گرفته آسمون داره حالت رو از چشمام میپرسه
حتی اگه پیشم نباشی باز همینکه نزدیکی دلم قرصه
مسافت دوریت از خونه با نبض دستم رابطه داره
نزدیک میشی یکی انگار رو دور تند نبضم رو میذاره
مسافت دوریت از خونه
با نبض دستم رابطه داره
نزدیک میشی یکی انگار
رو دور تند نبضم رو میذاره

**
دیدگاه ها (۱)

اینطور راحت نظر می دهیحواسمان نیست که چه راحتبا حرفی که در ه...

این داستان هم خیلی قشنگه حتما بخونیدشداستانی واقعی که در کتا...

با ارزش ترین چیز در زندگی دل آدم هاست ...اگر کسی دلش را به ت...

ما عادت کردیم وقتی فیلم به تیتراژ رسیداگه تو خونه باشیم،دستگ...

سناریو : ملکه تنجیکوپارت ۱۵یوناچند هفته از زندگی کردنم کنار ...

وقتی میرین مهمونی ولی ...دیدم میا چشمک زد و حواس ته رو پرت ک...

رمان عشق ممنوع

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط