{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشد که قوره ی نارس شراب ناب شود

نشد که قوره ی نارس شراب ناب شود

ضریح دامن او دست این گدا نرسید

نشد که فطرس آن آستانه باشم حیف

شکسته باد، پرم چون به سامرا نرسید
غریب کرببلا لاأقل زهیری داشت

کنار حضرت آقا حبیب بوده و هست

همیشه هر شب جمعه حرم پر از زائر

ولی مزار حسن ها غریب بوده و هست
شبیه برگ گلی بین حجره می لرزید

ز درد در وسط حجره دست و پا می زد

برای مرهم زخمش برای تسکینش

بلند مادر خود را فقط صدا می زد
همین که بر جگرش زهر چنگ می انداخت

شراره می زد و داغی دوباره شد تازه

دوباره کوچه و نامحرم و فدکنامه

و زخم گم شدن گوشواره شد تازه
همین که او دم آخر لبش عطش نوشید

برای تشنگی اش قدری آب آوردند

هنوز خاطر او مانده است این روضه

برای حضرت هادی شراب آوردند
غریب بوده ولیکن امام بعد از او

سحر به پیکر پاکش نماز می خواند

کنار پیکر او تا سحر نمی خوابد

شبیه ناحیه او روضه باز می خواند
فدای تو پدر و مادرم حسین غریب

فدای آن تن زخمی که بوریا شده بود

شنیده ام که لباس تو را کسی دزدید

سه روز روی زمین پیکرت رها شده بود
دیدگاه ها (۷)

چند پارتی

خسف | قصه بیست و دوم: حضرت زینب (س) بخش اول

P 24

مهمونی پارت آخر

پارت ۵۰ — بعد از اویونگی بعد از برگشتن به پایتخت، تقریباً هی...

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش اول)

«سوگند عشق»²:partسه روز از آن شب گذشته بود.یوکوهاما دوباره ب...

پارت پانزدهم سبز یشمی زیر بارانصبح با صدای باران شروع شد.نه ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌99پزشک و یونجی نگاهی کوتاه به هم انداختن...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط