در دنیای سلطنت
P⁹
《بچه ها یونگی وقتی گفت اونارو ول کنید کره ای حرف زد چون از قیافشون فهمیده بود اهل کره هستن و مردم چینی بهش گفتن پس جیمی نمیدونه که اونا شاهزاده هستن》
¿ویو جیمین
همینطوری رومون قیمت میزاشتن تا اینکه دوتا پسر اومدن انگار شاهزاده بودن گفت دست هامونو باز کنن صداش خیلی خوب بود پشمامم قیافه ی جذابی داشت قدش چقدر بلند بود
بعدش گفت بریم جلو خیلی آروم از صندلی پایین اومدیم قدم کوتاه تر از کوک بود صندلی هاهم بلند بود زور تونستم بیام پایین
دروغ چرا خیلی ترسیدم که میخواد به عنوان برده بخره مارو بدنم داشت میلرزید خیلی آروم راه میرفتم یکم رفتم پشت جونگ کوک که جونگ کوک از بازوم گرفت کشید جلو خودش
×کجا قایم میشی بیا جلو بینم.آروم
+خیلی کثافتی خراب.آروم
×نظر لطفته.آروم
+آروم راه برو.آروم
×الانم عین حلزون دارم راه میرم میخوای یبار نریم .آروم
+آره نریم بهتره.آروم
÷شما دوتا بیاین دیگه لاک پشت از شما سرعتش بیشتره .داد (کره ای)
باصداش سه متر پریدم هوا قشنگ عین کنه چسبیدم به کوک که جونگ کوک یه نگاه چپی کرد ریدم به خودم فاصله گرفتم ازش که جونگ کوک وایساد من جلو تر برم منم رفتم جلو وقتی نزدیک اون پسره شدم سرگیجه ی بدی گرفتم چشمام سیاهی رف و دیگه چیزی نفهمیدم
ویو یونگی
خیلی آروم عین حلزون میومدن جلو وقتی ته داد زد سه متر پریدن هوا قد کوتاهه چسبید به اون یکی بعدش جدا شد ازش که اون یکی وایساد و قد کوتاهه رو جلو تر فرستاد وقتی نزدیکم شد فقط دو قدم فاصله داشتیم که بیهوش شد سریع گرفتمش اون یکی که انگار دوستش بود خیلی ترسید
×جیمین
دویید سمتمون رو دو زانوم نشستم جسم ریز اون پسره تو بغلم بود دوستش اومد نشست
×جیمینی خولی حیمینا تروخدا جوابمو بده خره من بدون تو چه گوهی بخورم پاشو جیمین .بابغض
÷هی آروم باش چیزی نیس پاشو (کره ای )
ویو نویسنده
تهیونگ یه دستشو دور کمر جونگ کوک و دست دیگش رو دور بازوش انداخت و آروم بلندش کرد یونگی هم جیمین رو براید استایل بغل کرد
_شاهزاده با این پسر بروین به قصر من با کالسکه میارمشون (کره ای)
÷بله اعلا حضرت
÷من بیا (از دست کوک گرفت آروم کشید)(کره ای)
×ولم کن من با تو هیجا نمیام
سرباز:یانگو کیرااو چااو ها
《عزیزان چینی بلد نیستم تارتان پارتان دارم مینویسم توجه نکنید》
×ها
که تهیونگ با دستش زد به پیشونیس
÷هیچی باهام بیا .کره ای
÷یارگا اِهو .روبه سرباز
×من بدون دوستم جایی نمیرم .داد
_بچه چقدر جیر جیر میکنی سرم رفت باهاش برو میارم دوستتو .کره ای
×بچه خودتی جیر جیرو هم عمته دوستمو بزار زمین
_اهل کجایی .کره ای
×من اهل فرانسه
÷پس چرا کره ای حرف میزنی .کره ای
×چون دو رگم
_فامیلیت چیه
ذهن کوک : حالا چی بگم اگه بگم که جئونم میفهمن شاهزادم جیمین بفهمه گفتم بهشون میکشتم
×آب آره .آروم با خودش زمزمه میکنه
×میشه یکم آب بدی بهم
÷آره بیا.کره ای
×ممنون
ویو جونگ کوک
بهم آب دادن در ظرف رو باز کردم ریختم رو جیمین
+سرفه سرفه
سرشو بلند کرد
×نمردی
+نه بیا بکش پدر سگ من از دست تو چیکار کنم پسره ی بیب بیب بیب (یه سانسور کوتاه زدم )
×اهم اینجا بجز من آدم دیگه ای هم هس داشم
《نکته مردم از اونجا رفتن 》
ویو جیمین
یه لحظه به پشتم نگاه کردم که سه متر پریدم هوا مطمئنم گونه هام سرخ شده واییییییییییی آبرو نموند برام
_نگفتی .کره ای
×چیو
÷وای خدا این چقد خنگه
ادامه دارد............
لایک وکامنت یادتون نره خوشملام 💗💌
روح نباشین وکامنت بزارید ولایک کنید 🤍⛓️
《بچه ها یونگی وقتی گفت اونارو ول کنید کره ای حرف زد چون از قیافشون فهمیده بود اهل کره هستن و مردم چینی بهش گفتن پس جیمی نمیدونه که اونا شاهزاده هستن》
¿ویو جیمین
همینطوری رومون قیمت میزاشتن تا اینکه دوتا پسر اومدن انگار شاهزاده بودن گفت دست هامونو باز کنن صداش خیلی خوب بود پشمامم قیافه ی جذابی داشت قدش چقدر بلند بود
بعدش گفت بریم جلو خیلی آروم از صندلی پایین اومدیم قدم کوتاه تر از کوک بود صندلی هاهم بلند بود زور تونستم بیام پایین
دروغ چرا خیلی ترسیدم که میخواد به عنوان برده بخره مارو بدنم داشت میلرزید خیلی آروم راه میرفتم یکم رفتم پشت جونگ کوک که جونگ کوک از بازوم گرفت کشید جلو خودش
×کجا قایم میشی بیا جلو بینم.آروم
+خیلی کثافتی خراب.آروم
×نظر لطفته.آروم
+آروم راه برو.آروم
×الانم عین حلزون دارم راه میرم میخوای یبار نریم .آروم
+آره نریم بهتره.آروم
÷شما دوتا بیاین دیگه لاک پشت از شما سرعتش بیشتره .داد (کره ای)
باصداش سه متر پریدم هوا قشنگ عین کنه چسبیدم به کوک که جونگ کوک یه نگاه چپی کرد ریدم به خودم فاصله گرفتم ازش که جونگ کوک وایساد من جلو تر برم منم رفتم جلو وقتی نزدیک اون پسره شدم سرگیجه ی بدی گرفتم چشمام سیاهی رف و دیگه چیزی نفهمیدم
ویو یونگی
خیلی آروم عین حلزون میومدن جلو وقتی ته داد زد سه متر پریدن هوا قد کوتاهه چسبید به اون یکی بعدش جدا شد ازش که اون یکی وایساد و قد کوتاهه رو جلو تر فرستاد وقتی نزدیکم شد فقط دو قدم فاصله داشتیم که بیهوش شد سریع گرفتمش اون یکی که انگار دوستش بود خیلی ترسید
×جیمین
دویید سمتمون رو دو زانوم نشستم جسم ریز اون پسره تو بغلم بود دوستش اومد نشست
×جیمینی خولی حیمینا تروخدا جوابمو بده خره من بدون تو چه گوهی بخورم پاشو جیمین .بابغض
÷هی آروم باش چیزی نیس پاشو (کره ای )
ویو نویسنده
تهیونگ یه دستشو دور کمر جونگ کوک و دست دیگش رو دور بازوش انداخت و آروم بلندش کرد یونگی هم جیمین رو براید استایل بغل کرد
_شاهزاده با این پسر بروین به قصر من با کالسکه میارمشون (کره ای)
÷بله اعلا حضرت
÷من بیا (از دست کوک گرفت آروم کشید)(کره ای)
×ولم کن من با تو هیجا نمیام
سرباز:یانگو کیرااو چااو ها
《عزیزان چینی بلد نیستم تارتان پارتان دارم مینویسم توجه نکنید》
×ها
که تهیونگ با دستش زد به پیشونیس
÷هیچی باهام بیا .کره ای
÷یارگا اِهو .روبه سرباز
×من بدون دوستم جایی نمیرم .داد
_بچه چقدر جیر جیر میکنی سرم رفت باهاش برو میارم دوستتو .کره ای
×بچه خودتی جیر جیرو هم عمته دوستمو بزار زمین
_اهل کجایی .کره ای
×من اهل فرانسه
÷پس چرا کره ای حرف میزنی .کره ای
×چون دو رگم
_فامیلیت چیه
ذهن کوک : حالا چی بگم اگه بگم که جئونم میفهمن شاهزادم جیمین بفهمه گفتم بهشون میکشتم
×آب آره .آروم با خودش زمزمه میکنه
×میشه یکم آب بدی بهم
÷آره بیا.کره ای
×ممنون
ویو جونگ کوک
بهم آب دادن در ظرف رو باز کردم ریختم رو جیمین
+سرفه سرفه
سرشو بلند کرد
×نمردی
+نه بیا بکش پدر سگ من از دست تو چیکار کنم پسره ی بیب بیب بیب (یه سانسور کوتاه زدم )
×اهم اینجا بجز من آدم دیگه ای هم هس داشم
《نکته مردم از اونجا رفتن 》
ویو جیمین
یه لحظه به پشتم نگاه کردم که سه متر پریدم هوا مطمئنم گونه هام سرخ شده واییییییییییی آبرو نموند برام
_نگفتی .کره ای
×چیو
÷وای خدا این چقد خنگه
ادامه دارد............
لایک وکامنت یادتون نره خوشملام 💗💌
روح نباشین وکامنت بزارید ولایک کنید 🤍⛓️
- ۱۲.۲k
- ۱۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط