֗  ֗   ִ  ۫   ˑ      ֗   ִ       ᳝ ࣪     ִ  ۫   ˑ  ֗   ִ 

֗  ֗   ִ  ۫   ˑ      ֗   ִ       ᳝ ࣪     ִ  ۫   ˑ  ֗   ִ  ۫   ˑ      ֗   ִ       ᳝ ࣪     ִ  ۫   ˑ

#PART_189🎀•

دلبر كوچولو
-کثیف کاری نکن
-اینو به خودت بگو مگه من بودم نیشگونت گرفتم تو مثل بز پهلوی بدبخت منو با دستت گاز میگیری

-حقته من ابرو دارم
دندون قروچه‌ای رفت و دستش روی میز گذاشت و بلند شد
غمگین سرم پایین اوردم

-میریم عمارت
دستمالی برداشتم روی دستم تمیز کردم
بلند شدم پشتش ایستادم

-باز هم بیا اینجا پسرم
-وقت نمیشه کارای روستا زیاده همچنین شرکت تهران

پولیو گذاشت روی میز
-پسرم این زیاده
-کمم هست ببینید چقد میز کثیف شد
-وظیفمه تمیز کنم

چقد ارسلان مهربون بود به همه کمک میکرد
حتی بیشتر از دستمزدشون میداد بهشون ولی نشون نمیداد تا همه پررو نشن یجوری نشون میداد که انگار سنگدل ترین ادم دنیاست

-چرا مثل جوجه ها وایستادی زل زدی به من راه بیافت
-نه که شیفته توأَم واستادم چشمات ببینم

-کم حرف بزن سریع بشین بریم عمارت الان تعلل کنیم یکهو دیدی رفتیم دیدیم یک اجر از عمارت موند
-حوصلم سر میره خبببب

-برات لاک میزنم پس دیگه حوصلت سر نمیره
با یاداوری وسایلم خنده ای کردم
-یعنی میدیشون بهم
-استثناعا اره ولی نه اینکه خودت بکنی عروسک چوبی ارایش برای ادمای زشته
دیدگاه ها (۷)

**پارت سیزدهم: زمزمه‌هایِ عمارت**لیها با قدم‌هایِ تند از دفت...

شاهکاری به نام دروغ

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁸یا شاید..فقط خیال می‌کردم نگاهم می‌کن...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁷. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮._ تهیونگ...کارو ب...

وقتی...(پارت چهارم)

🖤 OBSESSION | وسواسپارت بیستم: خیانت از نزدیک‌ترین فاصلهصدای...

ابلیس

سناریو مایکی { جنگل چشمات} + خانم ازتون خواهش میکنم. من مسئو...

Part 16

شیسه اما می ترسید. حتی اگه روزی یونارو ببینه.. اون شیسه رو ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط