🤎 سفری به گذشته 🤎

پارت ۷

_ چه خبره
چتونه
« آقا ببخشید
_ گم شو
« چ.... چشم
اون دختره هانده زود رفت داخل
و منم میخواستم خیلی سوسکی فرا کنم ولی
_ کجا من گفتم بری ؟
+ کاری داشتین
_ روع رو برم
این عدا ها چیه
+ آقا خودتون دیدین که کی کرم ریخت
فهمیدم چی گفتم
+ یعنی... چیز کرد ... چیز
_ آره چیز کرد
+ اوف عذر میخوام
_ باید جبرا کنی
+ چیکار کنم
_ کلی این حیاط رو تمیز کن
+ چیییییی ... یعنی... خیلی سخته
لطفاً این بار رو ببخشید
_ نمیشه زود باش
+ چشم
رفتم اون و و جارو برداشتم و
دیدم دوباره سر جای اولش نشست و منو دید میزد
( با خودش)
پسره ی خوشگل خر
اصلا فکر کرده کی میمون
آخ کمرم درد گرفت
پدر صلواتی
اینشالله سوسک بره تو شورتت نصفه شبی از خواب بپری آمینننننننن
دیدگاه ها (۱)

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۳۰مروارید با دهن باز و چشمای گرد ...

ادامه part:8{این رمان درخواستی است و‌به گفته خود فالور نوع ن...

شاهکاری به نام دروغ

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ»پارت۱۱سونگمین دستکش هاشو در اورد و پرت کرد اونور و...

داستان

قسمت ۴ «ات» با آرامش لبخند کمرنگی زد و مستقیم به چشم‌های جون...

پارت‍ــ.. ــ۳ــ:رقص سایه ها»کامیل به دست دراز شده‌ی دیگو نگ...

پارت چهار دخترا کم کم رفتن و فقط سونی موندسونی هم زود رفت تو...

رمان اسیر خان پارت هفدهم ۱۷

۳ پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط