وقتی تحر*یکش میکنی ولی پر*یودی

part¼
های گایز چطورین این تو پیج قبلیم بود و گفتم که بزارمش و کسایی که نخوندن بخونن


ویو ا/ت

های خوبین من ا/تم لی ا/ت ۲۶ سالمه و دو ماهه با جونگ کوک ازدواج کردم

ویو کوک

های گایز چطورین منم جونگ کوکم جئون جونگ کوک که منو میشناسین ۲۷ سالمه و دو ماهه با لی ا/ت ازدواج کردم

علامت ها
ا/ت ×
کوک _
ویو ا/ت
صبح بیدار شدم مثل همیشه کوک نبود و رفته بود کمپانی رفتم دستشویی و کارای لازمو انجام دادم اومدم یکم غذا درست کردم و رفتم یه میکاپ کم اما خیلی قشنگ کردم چون امروز تولد منه رفتم غذا های مورو علاقه ی کوک رو درست کردم و یه کیک هم درست کردم ساعت ۴:۰۰ رو نشون میداد پس وقت دارم رفتم بیرون و کلی وسیله و تزئینات خریدم و اومدم خونه و امادشون کردم و زنگ زدم به کوک
بعد از چنتا بوق جواب داد:
× سلام عشقم خوبی
-سلام اره خوبم مرسی(سرد)
-کاری داشتی؟(سرد)
× نه همینجوری زنگ زدم حالتو بپرسم خب اگه کار داری خدافظ (ناراحت)
-باشه خدافظ(سرد)
ویو ا/ت
راستش از حرفاش ناراحت شدم ولی اشکالی نداره شاید کاراش زیاد باشه و خسته بود اره بهتره دیگه برم اماده شم
رفتم لباس پوشیدم دیگه ساعت ۸:۰۰ بود الانا کوک باید برسه
ویو کوک
دیدم ا/ت زنگ زد جوری حرف میزد انگار منتظر من بود تا بیام خونه و تولدشو جشن بگیرم ولی من سرد باهاش برخورد کردم چون میخواستم سوپرایزش کنم
کارام که تمام شد از اعضا خدافظی کردم و رفتم گل فروشی و گل مورد علاقه ا/ت که رز هست رو گرفتم و رفتم جواهرات فروشی و سر پنج دقیقه برام نوشته مورد نظرم رو روی گردنبند نوشت
رفتم خونه و رفتم درو باز کردم که دیدم همه جا تاریکه با خودم گفتم حتما ا/ت خوابه چراغو روشن کردم که دیدم..................


این چند پارتی اسمات هم داری اگه دوست نداری نخون❤️

حمایت یادت نره ارمی🥺💜
دیدگاه ها (۱)

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

🖤 عروس مافیا | پارت پنجمعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۳ بعدازظهرا/ت ...

سرنوشت پارت (۱۲)

💜 آرمیِ دردسرساز | پارت دومروز بعد | ساعت ۸ شبجونگ‌کوک پشت م...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭:𝟒صدای جونگ‌کوک از پشت سرشون بو...

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

پارت ۵ ویو جونگ کوک:وقتی کارام رو تموم کردم رفتم قصر وقتی رس...

تک پارتی از جونگکوک.

From hate to lovePart::4زنگ آخر خورد بچه ها داشتن میرفتن همه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط