" _چی از جون من میخوای؟تا کی قراره بخاطر تو گریه کنم؟تا ک

" _چی از جون من میخوای؟تا کی قراره بخاطر تو گریه کنم؟تا کی قراره بخاطر تو آسیب ببینم؟

با عصبانیت کف دستهاش رو به سینه ی تهیونگ کوبید و هلش داد، با تمام وجود داد زد تا از ریختن اشکهاش جلوگیری کنه.

_مگه نگفتی دوستم نداری؟مگه نگفتی برم دنبال زندگیم؟منم رفتم...منم دوستت ندارم تهیونگ، دوستت...

_دهنت رو ببند.

با داد تهیونگ حرفش توی دهانش خفه شد، تمام میهمان ها در سکوت بهشون خیره شده بودن، هیچکس از اتفاقاتی که بین تهیونگ و جونگکوک افتاده بود خبر نداشت.اینبار تهیونگ صداش رو بالا برد و در برابر چشمهای غریبه ها حرف های دلش رو بیرون ریخت:

_هرچقدر میخوای دروغ بگو...ولی نگو که من و دوست نداری...میخوای چیکار کنم؟میخوای جلوت زانو بزنم؟میخوای جلوی کل آدمایی که اینجا زندگی میکنن، داد بزنم که بهت نیاز دارم؟میخوای همه بفهمن که حاضرم واسه داشتنت به هرکس و ناکسی التماس کنم؟آره جونگکوکا...حاضرم واسه داشتنت به هر کسی التماس کنم....

با چشمای پر از اشک قدمی به سمتش برداشت و صداش رو پایین تر برد و با بغض بدون اینکه به تمام آدم هایی که نگاهشون میکردن اهمیتی بده، گفت:

_میخوای برگردم سئول؟میخوای تو رو با عشقت تنها بذارم؟پس من و بکش...برو جلوی چشمهای من ببوسش...اگه میخوای من و بکشی انقدر طولش نده،همین که لبهات و رو لب یکی دیگه بزاری مرگ من و میبینی...قول میدم بعدش دیگه من و نبینی...برو ببوسش تا باور کنم،مال من نیستی...

توی یک متریش ایستاده بود و به چشمهای خیس از اشکش خیره شده بود،اولین قطره اشکش فرو ریخت و با بغض زمزمه کرد:

_برو ببوسش تا بمیرم اوژنی..."


دزیره ویکوک :)
دیدگاه ها (۰)

« 𝑩𝒆𝒇𝒐𝒓𝒆 𝒍𝒆𝒂𝒗𝒊𝒏𝒈 »« پارت : ۲ » ( عسلا دکتر کیم سوکجین هست ، ...

اورلورا

ملکهٔ هفت گناه | پارت ۲ نگاه جونگ‌کوک روی آریا ثابت موند.آری...

برده عمارت جئون

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 21ولی جونگکوک سالها ...

ممنون که میخونین این داستان واقعی نیست

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۷۱ویو راوی نورا ب...

پارت ۱۰ | انتقام شیرین! 😂ساعت ۸:۳۰ صبح، شرکت JK Groupجیمین ب...

Season Two | 𝑯𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝑴𝒂𝒔𝒌ᴘᴀʀᴛ ² 🖤ساعت ۹ صبح | خانه‌ی تهیونگ و...

تک پارتی از تهیونگ هوای بارونیِ سئول، شیشه‌های کافه رو تار ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط