#خان_زاده #پارت_۱۴
#رها
داشتم میرفتم تو اتاق که زنگ عمارت خورد
برداشتم: بله
● باز کن
در رو باز کردم به من چه کیه ولی صداش نازک و قشنگ بود
#طاها
لباسامو که تنم کردم اومدم پایین
● طاهااااااییییی
صدای رویا بود که یهو پرید بغلم خودمو کنترل کردم
& اع رویا
● چطوری بیشعورررر خبری ازت نیس
& سلام چطوری خوبی منم خوبم
از بغلم اوند بیرون
● ببخشید خب دلم تنگ شده بود
○ سلام طاها
& خوش اومدی ملیکا تو چطوری سپهر
□ ما که عالی از احوال پرسی شما پس امیر علی و شروین کجان
& فکر کنم تو مهمون خونه لش کردن
● بیاید بریم
_ ببخشید چیزی لازم ندارید براتون بیارم
#رویا
نگاه کردم به دختری که این حرف رو زد وای خدا چقدر نازه ولی این کیه
● طاها
& اصلا سوال نکن بعدا میگم ن چیزی لازم نداریم
_ با اجازه
اون دختره از پیشمون رفت که پریدم به طاها
● این دختره کیه اینجا چیکار میکنه طاها داری چیکار میکنی؟
□ حداقل به ما خبر میدادی
& وای شماها چرا اینجوری اید این دختر تازه اومده اینجا به عنوان خدمه
○ هی طاها خدمه به این خوشگلی گیر نکنه ی وقت
& نگران نباش
□ بریم پیش بچع ها
#طاها
رفتیم تو مهمون خونه که بچه ها ی ساعت دوباره با هم حال احوال پرسی کردن
= خب بچه ها تو خونه نمونیم بزنیم بیرون
♧ اره من میخواستم بگم
○ منو رویا هم پایه ایم
□ منن چهار پایه ام
& ولی من ن خودتون برید
= حرف اضافه نزن پاشو بیا
_ ام ببخشید
همه برگشتیم به سمت صدا اون دختره اها رها بود
& بله؟؟
_بانو گفتن که الان وقت قرصتونه براتون آوردم
& مرسی
اومد جلو و قرص و لیوان آب رو داد دستم انداختم بالا و اب خوردم
● خوشگل خانم
_ با منی؟؟
● بله که با تو ام اسمت چیه؟؟
_ رها
● رهاخانم ما میخوایم بریم بیرون با ما میای؟؟
_ اگه اقا مشکلی نداشته باشن بدم نمیاد
● طاها الان اقا رو با تو بود
& فکر کنم اره اسم من طاهاس و خوشم نمیاد کسی آقا صدام کنه برو حاظر شو میبرمت
_ ولی من که لباس ندارم
○ پس ی خرید هم باید بریم
& برو تو اتاق من لباس بردار
_ مرسی
داشتم میرفتم تو اتاق که زنگ عمارت خورد
برداشتم: بله
● باز کن
در رو باز کردم به من چه کیه ولی صداش نازک و قشنگ بود
#طاها
لباسامو که تنم کردم اومدم پایین
● طاهااااااییییی
صدای رویا بود که یهو پرید بغلم خودمو کنترل کردم
& اع رویا
● چطوری بیشعورررر خبری ازت نیس
& سلام چطوری خوبی منم خوبم
از بغلم اوند بیرون
● ببخشید خب دلم تنگ شده بود
○ سلام طاها
& خوش اومدی ملیکا تو چطوری سپهر
□ ما که عالی از احوال پرسی شما پس امیر علی و شروین کجان
& فکر کنم تو مهمون خونه لش کردن
● بیاید بریم
_ ببخشید چیزی لازم ندارید براتون بیارم
#رویا
نگاه کردم به دختری که این حرف رو زد وای خدا چقدر نازه ولی این کیه
● طاها
& اصلا سوال نکن بعدا میگم ن چیزی لازم نداریم
_ با اجازه
اون دختره از پیشمون رفت که پریدم به طاها
● این دختره کیه اینجا چیکار میکنه طاها داری چیکار میکنی؟
□ حداقل به ما خبر میدادی
& وای شماها چرا اینجوری اید این دختر تازه اومده اینجا به عنوان خدمه
○ هی طاها خدمه به این خوشگلی گیر نکنه ی وقت
& نگران نباش
□ بریم پیش بچع ها
#طاها
رفتیم تو مهمون خونه که بچه ها ی ساعت دوباره با هم حال احوال پرسی کردن
= خب بچه ها تو خونه نمونیم بزنیم بیرون
♧ اره من میخواستم بگم
○ منو رویا هم پایه ایم
□ منن چهار پایه ام
& ولی من ن خودتون برید
= حرف اضافه نزن پاشو بیا
_ ام ببخشید
همه برگشتیم به سمت صدا اون دختره اها رها بود
& بله؟؟
_بانو گفتن که الان وقت قرصتونه براتون آوردم
& مرسی
اومد جلو و قرص و لیوان آب رو داد دستم انداختم بالا و اب خوردم
● خوشگل خانم
_ با منی؟؟
● بله که با تو ام اسمت چیه؟؟
_ رها
● رهاخانم ما میخوایم بریم بیرون با ما میای؟؟
_ اگه اقا مشکلی نداشته باشن بدم نمیاد
● طاها الان اقا رو با تو بود
& فکر کنم اره اسم من طاهاس و خوشم نمیاد کسی آقا صدام کنه برو حاظر شو میبرمت
_ ولی من که لباس ندارم
○ پس ی خرید هم باید بریم
& برو تو اتاق من لباس بردار
_ مرسی
- ۲۰.۹k
- ۱۷ تیر ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط