پارت ١٧

رفتی دیدی جونگ کوک دستشو برید و تو گفتی واییی چیشد

$ وایی دستت چیشد

% یه خراش کوچیک هست



تو زود رفتی وسایل پانسمان را اوردی دستشو بستی و گفتی برو بشین من اودم غدارو آماده میکنم آقای خراب کار



% باش




جونگ کوک رفت رو مبل دراز کشیدین پاش هم درد میکرد


توو صبحانه آماده کردی و میز رو چیدی کمکش کردی بیاد رو ی میز رو ی میز نشست صبحانه خوردین و کم کم ساعت ٩ نیم شد



تو بلند کردی رو مبل گذاشتی و گفتی نگران نباش من الان برات یه سوپ خوشمزه درست میکنم


% باشه




میز رو جمع کردی رفتی تو اشپز خؤنه ظرف هارو شستی و


کم کم ساعت ١٠ شد خیلی خسته شدی

و برای جونگ کوک یه سوپ خوشمزه درست کردی


% ا/ت من میرم تو اتاق سوپ رو اونجا بیار


$ باشه کمک نمیخای

% نه خودم میرم

$ باش




جونگ کوک رفت تو اتاقش و تو هم براش یهوسوپ درست کردی و تو کاسه ریختی گرم گرم براش بردی رفتی تو اتاق دیدی جونگ کوک نیست نگران شدی فهمیدی رفت حموم بهش گفت
ی



$ دستت زخمی بود پاهاتم درد میکرد باز رفتی حموم


% اره ولش سوپ اوردی



$ اره بیا


% ممنونم


$ خاعش من میرم تو هم بخور خوردی صدای کن

% واسا مگه خودت نمیدی

$ چی من بدم

% اره تو بده دستم درد میکنه


$ باش تو سوپ رو دادی به جونگ کوک خورد و ١٠ دقیقه گذشت دادی و تموم شد کوک هم گفت ممنون خیلی خوشمزه بود



تو هم گفتی خاعش استراحت کن


و رفتی تو اشپز خؤنه ساعت ١١ شد ظرف هارو شستی


خیلی خسته شدی



خوب به خؤنه رسیدی رفتی بازار خرید کردی و کم کم ساعت ٨ شد اومدی خؤنه



$ کوکک من اومدم

%‌سلان خوش اومدی
$ ممنون هنوز پات درد میکنه

% نه خوبم

$ باشه رفتی تو اشپزخونه و براش شام آماده کردی و میز رو هم چیدی امروز خیلی خسته شدی بودی




کوک اومد رو میز نشست غذا رو خوردین ساعت ٨ نیم شد


تو میز رو جمع کردی کوک تشکر کرد و رفت تو اتاقت خوابید




تو هم میز رو جمع کردی و رفتی تو اشپز خؤنه ظرف هارو شستی



نویسنده : وایی دستمممممم پوکیدددددد الهی من حلواتونو نخورمممم پوکیدممم




رفتی تو اتاقت رو تخت دراز کشیدین یه نفس کشیدین گفتی اخش یکم استراحت کنم



خوابیدی فردا صبح
یهو ......



ادامه دارددد ... پوکیدمممم
دیدگاه ها (۶)

🖤 تک‌پارتی: «تو خواهرمی... پس چرا؟»ژانر: عاشقانه، درام، حساد...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز 𝐏𝐚𝐫𝐭 : 𝟐 فردای اون روز، وقتی وا...

𝐎𝐧𝐞 𝐃𝐚𝐲 𝐌𝐢𝐬𝐬𝐢𝐧𝐠 | یک روز گمشده𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐عصر همون روز، طبق آدرسی...

« فقط پیش تو » چند دقیقه گذشته بود و جونگ‌کوک هنوز سرش روی پ...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

🖤 عروس مافیا | پارت سومساعت ۶ صبح | عمارت جونگ‌کوکتق تق تق!ج...

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت آخرنیمه‌شب بود و جونگ‌کوک هنوز به...

پارت ۴۲

قسمت اول: روزی که آرامش برای همیشه مُرد!ساعت ۹ صبح بود. با ه...

اجبار به بدبختی پارت ۴۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط