⁨ آقای شین مقدار کمی فلفل قرمز و مقدار زیادی نمک ب ماکارو

⁨ آقای شین مقدار کمی فلفل قرمز و مقدار زیادی نمک ب ماکارونی اضافه کرد، کمی ازش چشید و فکر کرد «یه چیزی کم داره» بادِ غروبِ بهار از پنجره‌ی بازِ آشپزخانه به صورتش خورد و یادش افتاد مشکل از غذا نیست، زندگی‌اش بود که چیزی کم داشت؛ حضور زنی همیشگی را.
زنی که موی بلندش روی بالش جا بماند. زنی که شامپوهای خوشبویش گوشه‌‌ی حمام باشد. زنی که عکسش روی یخچال و لباس‌های سفید ‌و قرمزش در کمد آویزان باشد.
زنی همیشگی که در میانه‌ی یک روز دلگیر و کم‌نور یادش بیاورد زندگی زیباست و این ته‌دیگ نیمه‌سوخته ارزش خوردن دارد.

آقای شین دلتنگِ دلتنگ بودن بود.

#آنالی_اکبری⁩
دیدگاه ها (۰)

خانه ای در کنار میدان نبرد پارت ۲

### پارت سوم: «شوکِ سردِ در آغوشِ مافیا»با بازگشتِ برقِ اضطر...

KIM V

╭┈────── ೄྀ࿐ ˊˎ- ──────┈╮♡ 𝑴𝒚 𝑳𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝑳𝒐𝒗𝒆 ♡پارت اول╰┈────── ...

پارت 3

فصل بیست‌وهشتم: این دیگه کیه؟!شب، وقتی مهمون‌ها رفتن، آرون ت...

Destiny part 14

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

رمان: وصلتِ آتش و یخقسمت سوم: اولین شبِ نمایش قرار شد که برا...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🧸 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی بدونِ اجازش تتو می‌زنی... ⛓️🖤 ╰┈➤ 𝑷...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط