☺️ همیشه خنده رو باش

🌹عبد الله خیلی خوش صحبت بود. بی لبخند دیده نمی‌شد. می‌گفت: از صبح که از خواب بیدار می‌شوید، اگر به همه لبخند بزنید و آنها را شاد کنید، برای‌تان حسنه نوشته می‌شود.

🌷آشنا که می‌دید صورتش پر از خنده می‌شد و پیشانی‌اش را می‌بوسید. تا وقتی ایستاده بود و حال و احوال می‌کرد، دستش را رها نمی‌کرد.

📚 یادگاران، ج۵، خاطره ۴۲ و ۷۸

#سیره_شهدا
#شهید_عبدالله_میثمی
#عکس‌نوشته‌حسنا


🆔 @tanha_rahe_narafte
دیدگاه ها (۲)

پارت ۲۳حسنا با قدم‌های لرزان به سمت دستشوییِ سالن رفت. هر قد...

💋فیلیکس و می سان 💋

رمان انتقام ازدواج کامل

ساعتی بعد ‌‌......صدای زنگ اومد جونگ می انقدر سریع بلند شد ک...

پارت ۱۸ — آخرین روز دانشگاه 🎓🌸روز فارغ‌التحصیلی بالاخره از ر...

### 💗 قولی که شکستینور آفتاب آرام‌آرام اتاق را روشن می‌کرد. ...

.....پارت چهارم.....

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_46فصل نوزدهم | ...

تک پارتی نیکیجرم غیرقابل‌بخشش!نیکی روی مبل نشسته بود و با هی...

دو پارتی از هیسونگ پارت اخریک ساعت بعد، ات به خانه برگشت.در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط