خاطرات میتسوکی بعد تناسخ به انیمه💕
سلامممم اونی که اون بالا میبینید اوسی من میتسوکیه... که برای بار اول به مای هیرو اکادمی تناسخ پیدا کرده:)))) میتسوکی هم تناسخ پیدا کرد بعد آرزوی من هنوز مونده هعی ایشالا با شیفت همه تناسخ پیدا میکنیم خب میخوام خاطرات کوتاه میتسوکی رو براتون بگمم🧁🥺 یه روز عادی میتسوکی روی تخت دراز کشیده بود و میخواست بخوابه...اون واقعا دوست داشت از راه شیفت به مای هیرو اکادمی تناسخ پیدا کنه... قبل خواب خیلی بهش فکر کرد و بلاخره خوابید...حس سنگین شدن و پرواز داشت... یه نور سفید هم اذیتش میکرد احساس تغییر مکان کرده بود...و حس کرد ایستاده وایساده با اینکه دراز کشیده بود... اعصابش خورد شد و چشم هاش رو باز کرد با چیزی که دید تا مرز سکته رفت! توی راهرو مدرسه یو ای تو مای هیرو اکادمی بود! (دقیقا عکس بالا) یکم شوکه شد و فهمید شیفت یهویی کرده! تا نزدیک یک ساعت خشک و در حالت تعجب یک جا وایساده بود که... صدای باکوگو کل راهرو رو برداشت! باکوگو اومد سمتش و گفت نفله کل مدرسه رو دنبالت گشتیم چرا سر کلاس نبودی؟ میتسوکی هم که این وسط هم تناسخ پیدا کرده بود هم کراشش باکوگو رو از نزدیک خیلی واقعی دیده بود یهو غش کرد😂 ادامه خاطراتش رو پارت بعد میزارم:))) ولی میتسوکی خوش شانسه ها رفت مای هیرو اکادمی... کاش قسمت هممون بشه ببخشید اگه چرت بود فعلا باییی
- ۶.۸k
- ۱۰ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط