{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پ۵ف۴ مهراد آماده شد و رفتیم صبحونه خوردیم و رفتیم تاتر _س

پ۵ف۴ مهراد آماده شد و رفتیم صبحونه خوردیم و رفتیم تاتر _سارا خانم بعد چهارسال بلاخره کادو تولدی ک من بهت دادم دستت کردی نمردیم ب دلت نشست +ای بابا این چ حرفیه استاد دستم نکردم ک گمش نکنم یا پاره نشه الانم دستم کردم چون بهترین کادویی بود ک توی این۴ سال روز تولدم کادو دادین بهم استاد راستی مهراد پسر مهرداد هستش امروز با همه قهر کرده بود ک نمیزارن باهام بیاد اینجا ببخشید اگ اذیت میکنه _ ن بابا بچه مال اذیت کردنه بلاخره تاتر تموم شد و نمایش نامه تاتر جدید دادن بهم و دیالوگ با مهراد برگشتیم خونه و ناهار و خوردیم و با مهراد کلی بازی کردیم و اذیت کردیم تا شب ک مهرداد و میلاد اومدن خونه و رفتیم واس شام + من اشتعا ندارم میرم دوش و بخوابم شب خوش بعد دوش گرفتن سرمو کردم توی گوشی و خوابیدم
دیدگاه ها (۰)

رمان آرام باش

رمان عشق ممنوع

پارت ۶ وییوی مینهو:وقتی اقای هان اینا رو بهم گفت جا خوردم ا...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

رمان هکر کوچولوی من پارت سوم

سیلام 🧸 بریم پارت گذاری !؟لتس گوویو «ا/ت»به خونه رسیدیم ، هو...

دختری که از سرنوشت فرار کرد ۱۲

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط