خواسته های یک مــــــــــــــــادر پیر:

خواسته های یک مــــــــــــــــادر پیر:

عزیزم: آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی، اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم و ...یا نتوانستم لباسهایم را بپوشم اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است صبور باش و درکم کن یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم، با تمسخر به من ننگر وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند، فرصت بده و عصبانی نشو وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده، همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمیداشتی. زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم، عصبانی نشو؛ روزی خود میفهمی از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم، خسته و عصبانی نشو. یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم. کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم
دیدگاه ها (۵)

گوهر مارگارتا قسمت 4 از زبان نویسنده درحالی که نیکولاس سعی د...

╭─────────────── 🏐 ───────────────╮✦ پارت ۵۶ | حساسیت ته ✦╰─...

My lovely neighbor part : 61

رمان اسیر خان پارت پانزدهم ۱۵

فیک جونگکوک

#تک‌پارتی_چان🐺توضیح🐺چان یه پسر از دانشگاه بود که کنار تو روی...

پشتِ دیوارِ سردت«اگه ازم متنفری، فقط بهم بگو؛ چرا هر روز کار...

فصل سی و یکم: حرفی که دیر گفته شدوقتی ملیسا به خانه رسید، ما...

چند پارتی جونگکوکپارت اول ات — ۱۹ ساله: دختری مهربان، برون‌گ...

فرزند عزیزم:آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی،اگر هنگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط