_کهکشان حقیر و کوچک است و دنیا شکست خورده، و مردم هویتشان

_کهکشان حقیر و کوچک است و دنیا شکست خورده، و مردم هویتشان دروغ! همانطور که او زیباترین دروغ بود برای من!

ژولی ایمان خودش را از دست داده بود. او به همه چیز شک داشت. تمام مناسک مذهبی، عبادات، حتی وجود خدا. مدام دچار ترس می شد. نمی‌خوابید و از خودکشی حرف می‌ زد.

_ناگفته های من و ژنرال
دیدگاه ها (۰)

{محکوم به لمس } part ۲۳ 杂交种 دست دراز کرد سمت موهای آرو تند ...

صدایی از کامیل نشنید تازه فهمید تو چه موقعیتی هستن. خودشو مر...

پارت ۲: اولین کلمات؛ شکافِ میانِ سکوتسکوتِ میانِ آن‌ها، سنگی...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²ویو میکا_____وارد سالن ...

فاصله یک لبخند تا جنون

007-پنهان در مه - پارت ۷۸

پارت ۱۳

#سرنوشت‌ـ‌اشتباهپارت ۱ ﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋«گفتم، لعنتی در بزن!»صد...

پارت پانزدهم سبز یشمی زیر بارانصبح با صدای باران شروع شد.نه ...

پارت : 28 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*کلمه‌ی *سرگرمی* مثل اسید ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط