چه کسی روی ِلبان ِتو شکر ریخته است؟

چه کسی روی ِلبان ِتو شکر ریخته است؟
قهوه ی ِچشم ِتو را باز قجر ریخته است؟

هدفش چیست از این تلخی و شیرینی ها؟
آنکه در "خیرُعمل" های تو شر ریخته است

عاشقت بوده خدا و به گمــانم قندیل
اشک ِاو بوده که از عصر ِحجر ریخته است

گونه‌ی ماه گُل انداخته با دستانت
از هر انگشت ِ تو صد گونه هنر ریخته است

مستی ِ چشم ِ تو باید که چنین غرق کند
بس که انگور به دریای ِخزر ریخته است

وای اگر خیره شود صاعقه‌ات میسوزم
روی کبریتِ نگاهِ تو خطر ریخته است

نیست قالیچه ای از موی ِتو ابریشم تر
پیش ِپایت چقدر شانه به سر ریخته است

فتح ِ اندام ِ تو با هیچ رقم ممکن نیست
اینهمه برف که بر کوه و کمر ریخته است

زل به هرکس بزنی کار ِدلش ساخته است
روی ِ خط ِ مژه های ِ تو تبر ریخته است

سالها هم بروی باز شنیـــدن داری
در صدایت نفس ِ مرغ ِ سحـر ریخته است

پُر شد از "ریخته" فنجان ِ ردیـف ِ غزلم
نوش ِجانت که فقط خون ِجگر ریخته است...
دیدگاه ها (۳)

### **پارت چهارم: اعتراف زیر باران**نگاهت میان چشم‌های خیره ...

پارت اول هوا تاریک شده بود و بارون ن...

سناریو : وسوسه ی دارچینی

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **فصل دوم - ...

My lovely neighbor part : 74

پارت: 22 (بخش2) **زاویه دید: زین**تایلر سعی کرد خودش رو از چ...

سناریو: ماه سرخ

چندپارتی یونگی (درخواستی)

{محکوم به لمس } part ۳۰ 杂交种 سال ها قبل رن خواهرش را شب ها ت...

این یه فیکه از جونگ کوک و ات معرفی = ویو ات سلام من اِتم من ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط