مافیای دبیرستان

پارت ۲۱
فردا صبح ویو سونگمین
بیدار شدم نور آفتاب داشت چشامو جر میداد به ساعت گوشیم نگاه کردم چند مین زود تر پاشده بودم رفتم سرویس و کارای لازمو کردم لباسمو پوشیدم و میکاپمو کردم که گوش زنگ خورد
آیو بود
* الوووووووووووو
+ سلام میمون
* سلام الاغ عروس
+ اواااااا
* واییییی 😂
+ خو بگو زنگ زدی
* پس زنگ نزنم
+ کجایییی
* مدرسه
+ رزی هم اونجاس ؟
* اره
+ چه زود رفتین
* دیگه
+ اوکی منم برم جونگ کوک رو بیدار کنم
* اوکی برو فقط حواست باشه جونگ کوک کاری باهات نکنه ها
+ عهههه
* چیه نکنه کردههههه
+ نه باباااااااا
* باوشه
+ بای
* بای
رفتم بالاسره کوک
+ الووووووووووووووووووووو جونگ کوکککککککککککک الوووووووووو
_ برو بابا
اوففففف چیکار کنممممم
آها فهمیدممممم
+ باباااا جونگ کوککککک جمله کردنننننن
دیدم جونگ کوک مثل چی پاشد
_ کیااااااا
+ پاشو بریم مدرسهههههه
_ ا/تتتتتت
+ درد پاشووووووو
_ باشه پاشد رفت لباسشو بپوشه که منم گفتم برم بیرون
_ خجالت نکش
+ من میکشم تو رنگ کن
این و گفتم و فرار کردم
★★★★★★★★★★★★★★★
حمایت کیوتم
دیدگاه ها (۴)

پارت ۱

سناریو در خواستیییی چیفویو

Forbidden love⑥کوک: بیا یه لحظها/ت: باید برمبی‌اغتنا به حرفش...

مهمونی خطرناک پارت= 9جونگ کوک: حالا راحت ترم پرنسسم و تو امش...

اجبار به بدبختی پارت ۳۳

پارت ۳۳ یونا:آخ سرم لعنتی اینجا کجاست ؟تانر :بالاخره بیدار ش...

پارت ۱۹

پارت ۲۴دو روز بعد رونا(خدمتکار ):بفرمایید غذاتون یونا:نمیخور...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط