{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🔆پندانه

🔆پندانه

✏️شبی مار بزرگی برای پیدا کردن غذا وارد دکان نجاری می‌شود. عادت نجار این بوده که همیشه موقع رفتن به خانه، اکثر وسایل کارش را روی میز بگذارد. بدن مار در اثنای گردش به اره گیر می‌کند و کمی زخمی می‌شود. مار خیلی ناراحت می‌شود و برای دفاع از خود اره را گاز می‌گیرد که سبب خون‌ریزی دور دهانش می‌شود. او نمی‌فهمد که چه اتفاقی افتاده و فکر می‌کند اره به او حمله کرده و اگر کاری نکند مرگش حتمی است. مار برای آخرین بار از خود دفاع می‌کند و بدنش را دور اره می‌پیچد و اره را خوب فشار می‌دهد
صبح که نجار وارد دکان میشود روی میز به جای اره، لاشه ماری بزرگ و زخم‌آلود را میبیند که فقط و فقط به خاطر بی‌فکری و خشم زیاد مرده است

🔻 هیچگاه در موقع خشم تصمیم جدی و مهم نگیرید. اکثراً در لحظه خشم بدون فکر تصمیم میگیریم و یا هم می‌خواهیم از دیگران انتقام بگیریم اما بعد متوجه می‌شویم که خود ضرر دیده ایم. در زندگی لازم است که بیشتر گذشت کنیم از اتفاق‌ها، آدم‌ها، رفتارها و گفتارها. از همه چیز.

*💡در جورینو.، جوری نو ببینید👇*
(دوازده گروه)
https://chat.whatsapp.com/H0sD4JFaGUBFNLAWGm4YQr
دیدگاه ها (۰)

سفیر کبیر Grand Ambassador

پارت ۴ خانه‌ی جونگکوک بیشتر شبیه یک قلعه بود.دیوارهای بلند، ...

همان روز، بعد از اتفاقات عجیب صبح، تهیونگ هنوز درگیر فکرهایش...

پارت ۹........خیانت

مغزت خسته نیست، زخمی‌ست!نه از کار زیاد،بلکه از حجم #افکاری ک...

پارت چهارم | قمارجئون جونگ‌کوککارت‌ها دوباره روی میز پخش شدن...

از ترس تا اعتمادpart: 3 ...

ᴘᴀʀᴛ ۲۹ | یه اتفاق کوچک، یه حس بزرگاز اون روز به بعد...آرا ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط