چند پارتی کوکییی🍪🤎
چند پارتی کوکییی🍪🤎
میدونم دوسم داری☁️💕
درخواستی🥹🫶🏻
این دیگه باید اخریش بشه🦉
دو هفته بعد
دوهفته از اون ماجرا میگزره و من خودم و تو خونه حبس کردم و بیرون نمیام ولی امروز ی پیام به گوشیم اومد تو یکی معروف ترین برنامه های آمریکا دعوت شده بودم مجبور بودم برم واگرنه بابا کلم و می کند😑
برنامه فردا ساعت ۸ شروع میشد برای ساعت ۴ پرواز داشتم ساکم آماده بود پیتزا سفارش داده بودم بیارن تو گوشیم داشتم می چرخیدم ک صدای زنگ اومد رفتم باز کردم و پیتزا رو تحویل گرفتم و با ی کوکا زدم ب رگ(به به دلم خواست)
بعد ساکم رو برداشتم و با ون مشکیم رفتم سمت فرودگاه نامسان (ی چی از خودم در اوردم)
وقتی رسیدم ترفدارام + خبرنگارا و عکاسا جمع شده بودن و داشتن ازم فیلم و عکس می گرفتن بعد دو دیقه رفتم داخل و چند تا بادیگارد کنارم بودن و مواظبم بودن
سوار هواپیما شدم و گوشیم رو تو حالت پرواز گذاشتم هنزویریم رو تو گوشم گذاشتم و شروع کردم ب گوش دادن اهنگ غمگین مورده علام(بمیرم افسرده شده😂)
پرش زمانی ب موقع برنامه
برنامه فلان فلان ب صورت پخش زنده بود ب بهترین شکل میکاپ کرده بودن و ی لباس زیبا تنم کرده بودن خودم رو خودم کراش زدم(این منم😅)
استف:تا دو دیقه دیگه برنامه شروع میشه همه سرجاشون قرار بگیرن
ویو کوک
از دوستم جیمز(همون تپله مثلا)ی برنامه اوکی کنه ک من ببینم ات واقعا دوسم داره یا نه اونم ک دستش درد نکنه اوکی کرد مهمون ویژه برنامه من بودم یعنی من بجای جیمز اومدم قرار شد بگم جیمز مریضه و این چرت و پرتا
رفتم سرجام و منتظر شدم ک دوربین هارو روشن کنن
کارگردان:صدا..دوربین..حرکت
-های گایز مای نیم ایز جانگ کوک امروز اومدین با برنامه فلا فلان با مهمون عزیزمون ااااااتتتتتت
ویو ات
بعد صدای فیلم بردار صدای آشنایی ب گوشم رسید فهمیدم کوکه خیلی تعجب کردم تو شوک بودم ک با حول دادن منیجر رفتم رو صحنه و همه داد و جیغ و دست و این چیزا زدن درضمن آهنگم هم پخش شده بود
رفتم و رو مبل نشستم بعد از خوش و بش اینا جونگ کوک گفتش ک
-امروز قراره با دستگاه دروغ سنج بسنجیمت😈😂
+اوووووو
بعد دستگاه و اردن و کوک بلند شد و اومد نزدیکم رو مبل نشست
-خب ات خانم بگو ببینم تا الان اهنگی آماده داری می کنی ؟
صدای دستگاه بلند شد و منم گفتم
+خب روش کار میکردم ولی بخاطر ی مشکل دو هفته است ک نمی تونم بنویسم
-شخصیه
+خب بله
بعد دستگاه سبز شد وای قلبم اومد تو هلقم
-تا حالا عاشق شدی
با جمله ای ک گفت خش شدم آخه چرا اذین سوالا
+بله
دستگاه سبز شد
-بهش اعتراف کردی؟
+اره.. یعنی اون اعتراف کرد اول
دستگاه سبز شد
-ازش جدا شدی؟
+خب..خب نه با همیم
وااای جا نشششد
اسلاید ۲ ات در فرودگاه لباسش
اسلاید ۳ و ۴ لباسشون در برنامه فلان فلان
میدونم دوسم داری☁️💕
درخواستی🥹🫶🏻
این دیگه باید اخریش بشه🦉
دو هفته بعد
دوهفته از اون ماجرا میگزره و من خودم و تو خونه حبس کردم و بیرون نمیام ولی امروز ی پیام به گوشیم اومد تو یکی معروف ترین برنامه های آمریکا دعوت شده بودم مجبور بودم برم واگرنه بابا کلم و می کند😑
برنامه فردا ساعت ۸ شروع میشد برای ساعت ۴ پرواز داشتم ساکم آماده بود پیتزا سفارش داده بودم بیارن تو گوشیم داشتم می چرخیدم ک صدای زنگ اومد رفتم باز کردم و پیتزا رو تحویل گرفتم و با ی کوکا زدم ب رگ(به به دلم خواست)
بعد ساکم رو برداشتم و با ون مشکیم رفتم سمت فرودگاه نامسان (ی چی از خودم در اوردم)
وقتی رسیدم ترفدارام + خبرنگارا و عکاسا جمع شده بودن و داشتن ازم فیلم و عکس می گرفتن بعد دو دیقه رفتم داخل و چند تا بادیگارد کنارم بودن و مواظبم بودن
سوار هواپیما شدم و گوشیم رو تو حالت پرواز گذاشتم هنزویریم رو تو گوشم گذاشتم و شروع کردم ب گوش دادن اهنگ غمگین مورده علام(بمیرم افسرده شده😂)
پرش زمانی ب موقع برنامه
برنامه فلان فلان ب صورت پخش زنده بود ب بهترین شکل میکاپ کرده بودن و ی لباس زیبا تنم کرده بودن خودم رو خودم کراش زدم(این منم😅)
استف:تا دو دیقه دیگه برنامه شروع میشه همه سرجاشون قرار بگیرن
ویو کوک
از دوستم جیمز(همون تپله مثلا)ی برنامه اوکی کنه ک من ببینم ات واقعا دوسم داره یا نه اونم ک دستش درد نکنه اوکی کرد مهمون ویژه برنامه من بودم یعنی من بجای جیمز اومدم قرار شد بگم جیمز مریضه و این چرت و پرتا
رفتم سرجام و منتظر شدم ک دوربین هارو روشن کنن
کارگردان:صدا..دوربین..حرکت
-های گایز مای نیم ایز جانگ کوک امروز اومدین با برنامه فلا فلان با مهمون عزیزمون ااااااتتتتتت
ویو ات
بعد صدای فیلم بردار صدای آشنایی ب گوشم رسید فهمیدم کوکه خیلی تعجب کردم تو شوک بودم ک با حول دادن منیجر رفتم رو صحنه و همه داد و جیغ و دست و این چیزا زدن درضمن آهنگم هم پخش شده بود
رفتم و رو مبل نشستم بعد از خوش و بش اینا جونگ کوک گفتش ک
-امروز قراره با دستگاه دروغ سنج بسنجیمت😈😂
+اوووووو
بعد دستگاه و اردن و کوک بلند شد و اومد نزدیکم رو مبل نشست
-خب ات خانم بگو ببینم تا الان اهنگی آماده داری می کنی ؟
صدای دستگاه بلند شد و منم گفتم
+خب روش کار میکردم ولی بخاطر ی مشکل دو هفته است ک نمی تونم بنویسم
-شخصیه
+خب بله
بعد دستگاه سبز شد وای قلبم اومد تو هلقم
-تا حالا عاشق شدی
با جمله ای ک گفت خش شدم آخه چرا اذین سوالا
+بله
دستگاه سبز شد
-بهش اعتراف کردی؟
+اره.. یعنی اون اعتراف کرد اول
دستگاه سبز شد
-ازش جدا شدی؟
+خب..خب نه با همیم
وااای جا نشششد
اسلاید ۲ ات در فرودگاه لباسش
اسلاید ۳ و ۴ لباسشون در برنامه فلان فلان
- ۳۴.۳k
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط