پارت ویژه!
عکس بالا مال کتاب سنگدله و وقتی که اینترنت وصل بود دانلودش کرده بودم😭
پارت دوووووو
این یکی ایده خودمههههههه
شیپ سیریوس و لوپین
من عاشق این شیپممممممم
بریممممممممممممحازپتاخزپتپلطمتلطمهبستارحایسفس
«سیریوس، از گوشه چشم نگاهی به لوپین انداخت. لوپین با نگاهی خسته و پوچ به سقف چشم دوخته بود. غمگین به نظر می رسید. سیریوس، از اینکه او را غمگین و آزرده میدید، رنج میکشید.
به طرف تخت لوپین رفت و روی صندلی کنار تخت نشست. صندلی را به تخت نزدیکتر کرد و گفت:
«اون شکلی به سقف زل نزن!»
لوپین بدون اینکه از سقف اتاق چشم بردارد، گفت:
«چرا؟»
«به خاطر اینکه خوشم نمیاد!»
لوپین با چهرهای بی حالت به سیریوس خیره شد. سیریوس دست لوپین را گرفت اما لوپین دستش را از دست سیریوس بیرون کشید و گفت:
«بسه سیریوس! دیگه نمیخوام تظاهر کنم که هیچ اتفاقی نیافتاده! این بار دیگه نزدیک بود...نزدیک بود بکشمت! اگه تو یکی از همین شبا اتفاقی برات بیافته...»
بغض مانند سیاهچالی تاریک صدایش را بلعید. چند ثانیه بعد، گفت:
«سیریوس، تو نباید خودتو درگیر من کنی. من...»
اما سیریوس حرفش را قطع کرد و گفت:
«خودمو درگیرت نکنم؟ چطور میتونم درگیرت نباشم؟ وقتی عزیز ترین فرد زندگیمی؟»
لوپین، درمانده به سیریوس خیره شد و گفت:
«ولی من یه گرگینهام... من بهتون آسیب میزنم...»
سیریوس سرش را با سرعت تکان داد و گفت:
«اصلا برام مهم نیست که بهم آسیب میزنی! تو، ریموس، هرکاری کنی من بازم از پیشت جم نمیخورم!»
ریموس آهی کشید و به طرف دیگری خیره شد. سیریوس خم شد و دستش را روی موهای ریموس گذاشت و با اَندوهی عمیق گفت:
«نمیدونی چقدر از اینکه درد میکشی اذیت میشم...»
انگشت شستش را روی جای زخمی روی گونه ریموس کشید و گفت:
«این یکی کار من بود. ببین، این به من آسیب میرسونه! این که برای کنترل کردنت مجبورم بهت صدمه بزنم بهم آسیب میزنه.»
ریموس به سیریوس نگاه کرد و گفت:
«بیخیال سیریوس! اگه اون موقع منو هل نمیدادی و اون کارو نمیکردی جیمزو میکشتم!»
سیریوس به ریموس خیره شد. چشمانش برق میزدند و با وسواس در تک تک اجزای چهره ریموس کند و کاو میکردند. سیریوس با صدای آرامی که دیگر آن استرس و جوش و خروش را به همراه نداشت گفت:
«چطور میتونی انقدر زیبا باشی؟»
ریموس خندید. دست راستش را بالا آورد و دور صورت سیریوس قاپ کرد و گفت:
«خوشحالم که حالت خوبه...»
‿᷼︵ ᳝⏜⭒᮫ ✰᮫ ⭒⏜ ᳝︵᷼‿
اگه ازش خوشتون بیاد ادامهش میدممم(شاید اون یکی رو هم که شیپ اسنیپ و جیمز بود رو هم ادامه بدم...)
امیدوارم ازش لذت ببرید!♥︎
لایک و کامنت یادتون نره!♡
منتظر پارت بعد باشین!☆
#ریموس_لوپین#سیریوس_بلک
پارت دوووووو
این یکی ایده خودمههههههه
شیپ سیریوس و لوپین
من عاشق این شیپممممممم
بریممممممممممممحازپتاخزپتپلطمتلطمهبستارحایسفس
«سیریوس، از گوشه چشم نگاهی به لوپین انداخت. لوپین با نگاهی خسته و پوچ به سقف چشم دوخته بود. غمگین به نظر می رسید. سیریوس، از اینکه او را غمگین و آزرده میدید، رنج میکشید.
به طرف تخت لوپین رفت و روی صندلی کنار تخت نشست. صندلی را به تخت نزدیکتر کرد و گفت:
«اون شکلی به سقف زل نزن!»
لوپین بدون اینکه از سقف اتاق چشم بردارد، گفت:
«چرا؟»
«به خاطر اینکه خوشم نمیاد!»
لوپین با چهرهای بی حالت به سیریوس خیره شد. سیریوس دست لوپین را گرفت اما لوپین دستش را از دست سیریوس بیرون کشید و گفت:
«بسه سیریوس! دیگه نمیخوام تظاهر کنم که هیچ اتفاقی نیافتاده! این بار دیگه نزدیک بود...نزدیک بود بکشمت! اگه تو یکی از همین شبا اتفاقی برات بیافته...»
بغض مانند سیاهچالی تاریک صدایش را بلعید. چند ثانیه بعد، گفت:
«سیریوس، تو نباید خودتو درگیر من کنی. من...»
اما سیریوس حرفش را قطع کرد و گفت:
«خودمو درگیرت نکنم؟ چطور میتونم درگیرت نباشم؟ وقتی عزیز ترین فرد زندگیمی؟»
لوپین، درمانده به سیریوس خیره شد و گفت:
«ولی من یه گرگینهام... من بهتون آسیب میزنم...»
سیریوس سرش را با سرعت تکان داد و گفت:
«اصلا برام مهم نیست که بهم آسیب میزنی! تو، ریموس، هرکاری کنی من بازم از پیشت جم نمیخورم!»
ریموس آهی کشید و به طرف دیگری خیره شد. سیریوس خم شد و دستش را روی موهای ریموس گذاشت و با اَندوهی عمیق گفت:
«نمیدونی چقدر از اینکه درد میکشی اذیت میشم...»
انگشت شستش را روی جای زخمی روی گونه ریموس کشید و گفت:
«این یکی کار من بود. ببین، این به من آسیب میرسونه! این که برای کنترل کردنت مجبورم بهت صدمه بزنم بهم آسیب میزنه.»
ریموس به سیریوس نگاه کرد و گفت:
«بیخیال سیریوس! اگه اون موقع منو هل نمیدادی و اون کارو نمیکردی جیمزو میکشتم!»
سیریوس به ریموس خیره شد. چشمانش برق میزدند و با وسواس در تک تک اجزای چهره ریموس کند و کاو میکردند. سیریوس با صدای آرامی که دیگر آن استرس و جوش و خروش را به همراه نداشت گفت:
«چطور میتونی انقدر زیبا باشی؟»
ریموس خندید. دست راستش را بالا آورد و دور صورت سیریوس قاپ کرد و گفت:
«خوشحالم که حالت خوبه...»
‿᷼︵ ᳝⏜⭒᮫ ✰᮫ ⭒⏜ ᳝︵᷼‿
اگه ازش خوشتون بیاد ادامهش میدممم(شاید اون یکی رو هم که شیپ اسنیپ و جیمز بود رو هم ادامه بدم...)
امیدوارم ازش لذت ببرید!♥︎
لایک و کامنت یادتون نره!♡
منتظر پارت بعد باشین!☆
#ریموس_لوپین#سیریوس_بلک
- ۲.۶k
- ۲۵ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط