پارت ۷۰ زندگی با بی تی اس

پارت ۷۰ زندگی با بی تی اس
اعضا در حال فیلم دیدن بودن
کوک از اتاق خارج میشه
اروم اومد پشت سر اعضا و داد زد
اعضا ترسیدن و جیغ کشیدن و جینم جیغای مخصوص خودشو کشید
منم داشتم از پله ها پایین میومدم با شنیدن صدای جیغ جین هول کردم رو پله چهارم پام پیچ خورد با دست خوردم زمین
من : اییییی دستم
اعضا ساکت شدند برگشتن ببینن چی شده تا منو دیدن که پخش زمین شدم و از درد دارم سرامیکا رو میجویم
اومدن بالا سرم حین کمکم کرد نشستم
جین : چیشد خوبی
من : تا صدای جیغتو شنیدم هول کردم افتادم
نامجون : جاییت نشکست
من : نمیدونم
شوگا : خوب شد با کمر نخوردی زمین
من : قبلا به اندازه اینکه دیگه مامان نشم با کمر خوردم زمین الان نوبت جاهای دیگس
جیهوپ : الان کجات درد میکنه
من : مچ دستم
جیمین : مطمعنی زنده ای هنوز بد صدایی داد زمین خوردنت
من : فعلا زندم
تهیونگ : ( ایشون در حال خندیدن بودن و کف خونه افتاده بود از خنده)
کوک یه نگاه به تهیونگ کرد و گفت
کوک : نفس بکششش خفه میشی
تهیونگ ( در حال خنده): ای روده هام پوکیدن، خیلی بد خورد زمین ای ای دلم درد گرفتم
داشت کلشو میکوبید تو سرامیک.
جین : بچم از دست رفت
با این حرف جین همه زدیم زیر خنده
من ( در حال خنده) : ای دستم فک کنم واقن شیکست
دیدگاه ها (۲۵)

اجبار به بد بختی پارت ۳۹

🖤 قسمت سوم: برخورد دوباره ژانر: مافیایی | عاشقانه | کمدی | ا...

دیدار باتو (ادامه پارت ۲ )

پارت ۳۱۰ دیقه مونده به شروع مراسم رسیدیم و بادیگردا در ماشین...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

عنوان: فقط مال منی؟تهکوک | حسادت، عاشقانه 💜تهیونگ از وقتی جو...

پارت ۱۰ | انتقام شیرین! 😂ساعت ۸:۳۰ صبح، شرکت JK Groupجیمین ب...

حقیقت پنهان پارت ۹( با اینکه حمایت ها خیلی کم بود ولی گذاشتم...

Pat:8اسم: عاشق چشماش شدمکوکی. زنگ زدم به ا.ت و گفتم امروز وس...

معاملهp23گلوله با صدای تیزی در اتاق پیچید.جونگ‌کوک حتی فرصت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط