P⁴

P⁴


جیمین آروم پشت سر یونگی از اتاق خارج شد.

توی راه‌پله پاش به لبه‌ی پله گیر کرد و نزدیک بود زمین بخوره.

ـ آخ...

یونگی سریع برگشت و بازوش رو گرفت.

ـ حواست کجاست، دست‌وپاچلفتی؟

جیمین با صورت سرخ‌شده زمزمه کرد:

ـ مـ... ممنون...

یونگی دستش رو رها کرد.

ـ دفعه‌ی بعد جلوی پام نیفت.

همون لحظه یکی از محافظ‌ها نزدیک شد.

ـ آقای مین، رئیس گفتن امشب باید همراهشون برید.

یونگی سر تکون داد.

محافظ نگاه کوتاهی به جیمین انداخت و گفت:

ـ این پسر کیه؟

یونگی با اخم جواب داد:

ـ به تو ربطی نداره.

بعد دست جیمین رو گرفت و به سمت اتاق کشید.

ـ از امروز یه قانون دیگه هم داری، پارک جیمین...

جیمین با ترس نگاهش کرد.

ـ بــ... بله؟

یونگی جدی گفت:

ـ به هیچ‌کس توی این خونه اعتماد نکن
دیدگاه ها (۰)

🖤 معشوقه‌ی مخفی𓆩 پارت هفدهم 𓆪ات هنوز به نوشته روی دیوار خیره...

چندپارتی یونگی

پارت نهیون: جیغغغغغغغیونگی: مرگ عوضی دهنتو ببند یون: تو توی ...

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟏اتاق برای چند ثانیه توی سکوت فرو رفت.ا...

ادامه ی پارت ۱۹۵

چند پارتی جیمین پارت هشتم

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "36""ویو جئون آنجلینا"از ص...

پارت هفتم — فقط یک آشنای عجیبیورا بعد از آن روز، دیگر یونگی ...

قسمت ۱۰ «ات» با شنیدن این حرف، خنده‌ی کوتاهی کرد و ابرویی با...

P1:پسری که ازم متنفر بود. راوی ویو : دست هاش رو تا مچ توی جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط