{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

۷ « بسم الله لرحمن ا

۷ « بسم الله لرحمن الرحیم»
بعد ازاینکه یکم دیگه مردم آزاری کردم و یه چن دست انگیری برد بازی کردم دیدم ساعت شده پنج و نیم ... ترجیح می دم این دفه زود تر آماده شم برا لباس پوشیدن .... چون من وقتی می خوام از اسپری مو گیاهیم استفاده کنم ...بهتره که موهام و شسته باشم ... ولی اگه نشسته باشم هم فرقی نمی کنه ... چون اگه نَرَم موهامو بشورم .... بیکار می شم و مطمعنا خوابم میبره باز .... رفتم حموم و چون صب حموم کرده بودم فقط یه نرم کننده به زیر موهام زدم طوری که به کف سرم برخورد نکنه .... چون این مث شامپو نیس که ریزش مو میگیرم بعد نور علانو نور می شه ... یه یه رب تو حموم بودم اومد بیرون با حوله نشستم جلو میز آرایشم .... اووووم .... خو من وقتی ندونم چه لباسی باید بپوشم باید چه تری بزنم به صورتم آخه؟
رفتم کمدم و وا کردم ببینم چی دارممممم ....؟؟!!!!؟؟؟؟
رفتم یه مانتو ساتن تا بالای زانو مدل مرسده که دگمه نداشت ولی به جاش یه نوار پهن جای دگمش بود....رنگی که بیشتر تو چش بود آبی پرنگ بود که زیرش به حالت آبرنگی گل کشیده بود... آستین سه رب ... که از بالای آرنجش همون گل سرخ و زرد و آبیه کمرنگی که پایین مانتو کشیده بود رو اونجا هم به همون صورت کشیده بود ...‌با یه روسری ساتن قرمز و آبی خوش رنگ ... با یه ساپورت مشکی ... و یه کفش آبی پن سانت و کیف ستش انتخاب کردم گذاشتم رو تختم ... همه اینا سی مین طول کشید ... رفتم نشستم جلو آینم ... یه سرمه کشیدم به چشای آبیم ... یه ریمل سرمه ای هم زدم به مژه های سفیدم ... یه رژگونه گلبه ای کم رنگ.... چون نمی خواستم زیاد آرایش کنم ...فقط یکم رژگونه مالیدم که صورتم از سفیدی زیاد در بیاد و یه رز لبه گلبه ای زدم به لبم .... رفتم اسپره ی موی گیاهیه قرمز و آبی مو ور داشتم .... اول چن دست از موهای جلوی سرمو که وقتی روسری هم سرمه مشخصه ور داشتم فر ریز کردم( پوش دادم که وز شه ) چن تا شو نو آبی چن تای دیگرو قرمز کردم ... بعد یه دونه موی لخت سفیدمو که رنگ نکرده بودمو گرفتم با یه قرمز وز و یه آبیه وز رو ور داشتم به صورت شل گیس کردم تهش رو با یه گیره به موهای بغل گوشم بستم .... جوری که شل بیوفته ... بقیه ی موهامم بالا بستم .... دیدم ساعت هفت و نیمه تند تند لباسم و پوشیدم .... در اتاقم و وا کردم دیدم نیشامم داره از اتاقش در میاد لباس نیشام : ( یه مانتو تا بالای زانو که سفید بود روش نخطه های یه اندازه ی مشکی داش ... آستین سه رب ... آستینهاش نخطه نداشت سفید بود ... ولی لبه ی آستین هاش یه نوار نازک مث خود مانتو نخطه دار بود.... چون مانتوش مث مانتو ی من دگمه نداشت یه کمربن ساتن داشت که بسه بودتش .... یه روسریه ساتن مشکی که مث من بسته بودتش ... موهاش و فرق وسط وا کرده بود و از دو طرف پیچونده بودتش به طرف بالا که چشای آبی طوسیش و کشیده تر می کرد ... یه خط چش مشکی کشیده بود ... و یه رژ صورتی کم رنگ هم زده بود یه کفش مخمل مشکی پن سانت که پاشنش بر عکس من که لزژ دار بود برا اون میخی بود با کیفستش ....)کلا خیلی ناز شده بود
نیشام- بلا چه خوشگل کردی ...
- اگه من خوشگل کردم تو چی کردی ؟
نیشام- چی کردم ؟
- شبیه میمون کردی خودتو
بعد گفتن این حرف شروع کردم دوییدن ... من با کفش لژ دارم می تونستم بدوم ولی .. نیشام با اون کفش پاشنه میخیش نمی تونس.... بازم از شدت حرص سرخ شده بود ... خخخ
نیشام - وایسا کثافط ... خودت میمونیییی
- خخخ من نگفتم که میمونی گفتم شبیشی ..... به خدت شک داری گلم ؟
دیدم داره کفششو در میاره که بزنه تو ملاجم که گفتم
- اوکی بااااو .... شوخیدم من
بلاخره نیشامم کوتاه اومد و سوار ماشین من شدیم ...تا رسیدن به پیتزا امیر کمتر از پن مین راه بود ... وقتی رسیدیم دادم ماشین و برام پارک کنن ... رفتیم تو .... با یه چش چرخوندن مهرداد رو دیدم ...که یه پسر که سرش تو گوشیش بود کنارش نشسته بود ... رفتیم اونجا اصا به پسره نگاه نکردم ... با مهرداد سلام احوال پرسی کردم .... و نشستم
مهرداد - راتین جان نیشام خانوم ، خانوم بنده .... لیشام خانوم ، خواهر خانوم بنده... ایشونم دوست من عاقا راتین
سرمو بلند کردم و گفتم
- خوشبخــــ
حرف تو دهنم ماسید
پسره یه پوزخند مث همون شب بهم زد گف - شما همون کسی نیستین که موهاشو تو آسیاب سفید کرده بود؟؟؟
ینی .... ینی من باید با این خر یه مدت زندگی کنم؟ ... تا کی می تونم پوزخند هاشو تحمل کنممممممم؟؟؟ وااااای



نظرا کووووو؟؟؟؟ :(
دیدگاه ها (۱۳)

کوچولوگیامههههه چطور بودممممممم؟؟؟؟؟

‌پست گپپپپپپپپپ .... نصف شب جقداااااا بیایید حاضری بزنید

۶ « بسم الله الرحمن الرحیم ...

دختر خالم ۲۴سالشه ده سال ازم بزرگ تره دانشگاه ذاهدان ترم های...

رمان :آیدل من پارت :«1»ویو «ا/ت» صبح با صدای کیتی که داشت خو...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

کپشن مهمه🎀🐥عروسک من😈🔞پارت دوازدهم رفتم پایین سرمو دور تا دور...

رمان :تا وقتی عاشقت شدم

عاشقم باش Part 48

Pt14

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۲پرتش کردم سمت هیولا و رفتم س...

روانی من پارت 5ویو کوک صبح بانوی که از پنجره کوچیک داخل سلو...

ارباب خشن من ۲۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط