{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆

Part 18

جین سریع از انبار بیرون رفت

همکارش منتظرش بود

همکار:رییس چی شد

جین:مینجه اینجا نیست

همکار:پس کجا رفته

جین گوشی مینجه رو بهش داد

جین:یه نفر بهم زنگ زد

همکار:کی

جین:نمیدونم

همکار:چی گفت

جین:تهدیدمون کرد

همکار با نگرانی نگاهش کرد

همکار:درباره اِما

جین:آره

جین سریع سوار ماشین شد

جین:باید برگردیم بیمارستان

همکار:فکر میکنید ممکنه اتفاقی برای اِما بیفته

جین:نمیدونم ولی نمیخوام ریسک کنیم

چند دقیقه بعد

بیمارستان

جین با عجله وارد بخش شد

وقتی به اتاق اِما رسید در باز بود

جونگکوک داخل اتاق نبود

جین با نگرانی وارد شد

اِما روی تخت نشسته بود و به در خیره شده بود

جین:اِما

دختر با دیدنش کمی آرام شد

جین:جونگکوک کجاست

اِما:رفت آب بیاره

جین نفس راحتی کشید

همون لحظه جونگکوک وارد اتاق شد

جونگکوک:آقای کیم چی شده

جین:فعلا چیزی نیست

جونگکوک:پس چرا اینقدر عجله داشتید

جین چند لحظه به اِما نگاه کرد

جین:یه نفر بهمون هشدار داده که دیگه دنبال مینجه نگردیم

جونگکوک با تعجب نگاهش کرد

جونگکوک:کی

جین:نمیدونم

اِما که تا اون لحظه ساکت بود آروم سرش رو بلند کرد

اِما:اون بود

جین:کی

اِما:همون مردی که دنبالم میکرد

جین چند قدم به تخت نزدیک شد

جین:مطمئنی

اِما:صدای اون بود

جین به جونگکوک نگاه کرد

جین:از این لحظه باید مراقب باشیم

همون موقع گوشی جین زنگ خورد

این بار همکارش بود

جین:بله

همکار:رییس کیم ماشین مینجه رو پیدا کردیم

جین:کجا

همکار:نزدیک خونه اِما

جین چند لحظه سکوت کرد

همکار:یه چیز دیگه هم پیدا کردیم

جین:چی

همکار:داخل ماشین یه عکس از اِما هست

جین نگاهش رو به اِما دوخت

جین:عکس رو برام بفرست

چند ثانیه بعد عکس به گوشی جین رسید

جین صفحه گوشی رو نگاه کرد

عکس مربوط به چند روز قبل بود

اِما جلوی خونه ایستاده بود

و کسی از فاصله دور ازش عکس گرفته بود

جین فهمید که این ماجرا خیلی قبل تر از شب حادثه شروع شده بود



#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۰)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط